سفر نامه –جزیره آشوراده
از بندر گز حدود 20 کیلومتر که بتازنی به بندر ترکمن می رسی.حد فاصل این دو بندر از زمین های صاف،تقریبا خشک و هموار تشکیل شده که یه جورایی آدم رو یاد اطراف دریاچه ارومیه می اندازه.بندر ترکمن شهر کوچکی است که هر دوشنبه در آن بازاری بر قرار می شود که دیدنش خالی از لطف نیست. رفتن و دیدن ایستگاه راه آهن بندر ترکمن که شمالی ترین نقطه ی راه اهن ریلی ایران به حساب می آید،بدک نیست به شرطی که کله ی ظهر نباشد که گرمایش توان فرساست.نکته جالب توجه اینکه در بندر ترکمن به وفور بر شیشه های مغازه ها نصب شده که دوغ شتر موجود است.وقتی به جستجوی آن پرداختیم ،دریافتیم مراد از دوغ همان شیر شتر است که دیدار معروف عرب در پی دارد و هربطری از نوع خانواده ی آن به مبلغ1600 تومان عرضه می شود.
اسکله بندر ترکمن شامل یک بازارچه ی ساحلی مالامال از اجناس رنگارنگ می باشد که اسباب بازی ،ظروف پلاستیک و البسه اش نمود بیشتری دارد.از اسکله بندر ترکمن با پرداخت 10 هزار تومان و کرایه یک قایق بابت رفت و برگشت به جزیره آشوراده می توان اقدام کرد.هم چنین ضمن هماهنگ کردن با قایقران هر مدت که خواستین در جزیره به گشت وگزار بپردازین.ورود به جزیره آشوراده که از آن به عنوان کیش خلیج گرگان یاد می شود معمولا از کنار پایگاه دریابانی صورت می پذیرد که بالطبع عکسبرداری از آنجا ممنوع است.دیدن یک کشتی به گل نشسته و مستهلک ،نیزارهای باتلاقی ،نبود آدمیزاد بخوبی حس یک جزیره ی متروک را القا می نماید.
می گویند سال 1368 بیشتر جزیره به زیر آب رفته ولی بعدا مقداری ازآن بر گشت داشته است.دیدن تیرهای برق در میان دریا حدفاصل 10 دقیقه ای خشکی تا جزیره می تواند سوژه ی خوبی برای عکاسی باشد.مشاهده ی دویا سه مغازه ی قدیمی سوپر مارکت امید به زندگی را احیا می کند.اصلی ترین محل جزیره رستوران آنست که در نزدیکی ساحل بنا شده است.البته خوردن چلو ماهی از نوع اوزون برون و ماهی سفید اگر قیمتش کمر شکن نباشد خیلی کیف می دهد و اگر نه باید به جوجه کباب بسنده نمایید.
شاید کل نفوس زنده در جزیره به 100 نفر نرسد که دراین میان هاپو های بامعرفت جزیره هم به حساب آمده اند. یک مسجد جامع با در وپیکر بسته ونمایی از کاشی های آبی در وسط جزیره به چشم می آید.مابقی ابنیه جزیره همگی قدیمی هستند و شعارهای روی بعضی دیوارها حال و هوای انقلاب 57 را دارد.در یک سمت جزیره آلاچیق هایی برای استراحت دیده می شود و در قسمت دیگر ان درست جایی که پلاکارد نصب شده که شنا مطلقا ممنوع؛چند نفر به شنا مشغولند.
راستش هیچ کجای جزیره شبیه به جزیره ی کیش که نیست بماند همچین بنظر میاید که این جزیره از سوی همه کس به فراموشی سپرده شده است.استراحت در زیر درخت های نخلی شکل و گام برداشتن در میان راههای پر پیچ وخم نیزاری ناخودآگاه ذهن را به یاد سفرهای سند باد بحری،رابینسون کروزئه و نوشته های ارنست همینگوی می اندازد.
توصیه می شود که برای تفرج در جزیره و فرار از گرما حتما زمان عصر را بر گزینید و از به همراه داشتن آب معدنی غفلت نورزید.
پی نوشت:اگر کائنات و others اجازه بیتوته در جزیره آشوراده را بدهند ،فرصت مناسبی برای فرار از خود،دلمشغولیها و خستگی ها برایت فراهم می شود و شاید مجال خوبی هم برای ور رفتن با ذهن و قلم زدن باشد.
((همدل – خرداد1390 ))
نویسنده ی این وبلاگ در بیهق متولد و کلو شد ,ولی هنوز مرحوم نشده. از همان ابتدا تا همین اواخر اسفند 2009 به جای پستونک با قلم بازی می کرد و