سفرنامه سبزوار-شهمیرزاد-بابلسر
هفت صبح درتفرجگاه آبشار شاهرود به بلعیدن صبحانه مشغول شدیم وبازبه ادامه مسیرپرداختیم.درخروجی دامغان بنزین زدیم و سمنان را در پیش گرفتیم.هر چند ازسبزوار به قصد همدان بیرون آمدیم اما درسمنان پشیمان شدیم وهوای شمال به سرمان زد.این تصمیم وقتی لحاظ شد که درپارک خروجی سمنان مشغول تفیدن ازگرما بودیم.پس سرازشمال سمنان و منطقه مهدیشهروشهمیرزاد درآوردیم.منطقه ای زیبا و مالامال ازاشجارگوناگون که هرجا سوراخی می یافتی آب سرد و فراوان ازآن سرازیربود.گمبه را که ازچلومرغ پرساختیم در کنار نهری سردی خفتیم.تابلوی روستای چاشم ما را به خود خواند.مسیرسر بالایی وپرپیچ وخمی داشت.اما ازچاشم به بعد کوههای مرتفع،گل وسبزه جاده رامحصور کرده بود.طبیعت بکراین منطقه زیباست البته به شرطی که همسفر خوبی داشته باشیدچرا که مسیرکم تردد وازخدمات جاده ای خبری نیست. برودت هوا،آبشار،گلهای رنگارنگ ،شقایق،و آب فروان آن هم دراواخرخرداد ماه مسحور کننده بود.
عبورازروستاهای با صفا وجاده ای دل انگیز سبب پرتی حواس و رسیدن به روستای خطیرکوه شد که در ارتفاعات قرار داشت و بن بست بود.دره ی عمیق،بارش باران،خنکای هوا،چشمه های زلال و فرشی از سبزه ودمن ارزش گم شدن را داشت.دراین احوال فقط این احساس دست می داد که ما جایی هستیم نزدیک ورسک و جاده فیروزکوه چراکه حال و هوای خاص آنجاها را داشت.مسیر خاکی را از میان یک رودخانه پیمودیم و از اینجا به بعد شاید به طول ده کیلومتر جاده خراب بود و حاگیر اما بالاخره پیمودیمش.تصوراینکه درفصل ازدیاد آب و قطع شدن این راه میان گذر،برای رفت و آمد چه باید کرد بسیار چالش برانگیزبود!سرانجام ازجاده فیروز کوه سردرآوردیم و مطابق معمول اولین چیزی که دیدیم تونل های گذر قطاردر دل کوه بود.واقعا که ساخت این شبکه ی ریلی درگذشته های دوراعجاب آوربوده است.پل سفید،قائم شهر و بابل را گذراندیم و به بابلسررسیدیم.خسته و کوفته اما راضی درساحل دریا رحل اقامت افکندیم.یاد آوری اینکه ما مسیر سبزوار به بابلسر را که به طور معمول درهفت یا هشت ساعت می پیمایند درطی شانزده ساعت طی کرده بودیم.هوای بابلسربسیارعالی و کرایه ی اقامتگاه هم مناسب بود.باقی ماجرا اینکه ما بودیم و شلپ و شلوپ درآب.
نویسنده ی این وبلاگ در بیهق متولد و کلو شد ,ولی هنوز مرحوم نشده. از همان ابتدا تا همین اواخر اسفند 2009 به جای پستونک با قلم بازی می کرد و