در روزجهانی معلولین به علت نبود جا،درمحل مخصوص معلولین ماشینم را پارک کردم ودرست لحظاتی بعد یک معلول با وسیله ی سه چرخش ازراه رسید ونگاه شماتت باری به من انداخت که البته من آن را نادید گرفتم.

بنده خدا درحالیکه ناچارا دوبله پارک می کرد یک جفت عصا ازخودرواش برداشت واز آنجایی که علاوه بر محل پارکش ،جلو پل راهم اشغال کرده بودم ناچار شد مسافت بیشتری راعصا بزند ومن همچنان گوسفندانه بر موضع خریتم ایستاده بودم.

حال که ساعاتی ازاین شاهکارم می گذرد ،ته دلم می کوبد که اگراین کار را نمی کردی بهتر بود،اما خوب پاسخش روشن است،غلط کردی که غلط کردی!همه چیزرا می دانستی وچشم برهم گذاشتی.پس گناهت ،بی اخلاقیت یاآدم نبودنت از گناهکاران ،جاهلان، وحتی حیوانات بیشتراست.چون دانسته؛آنچه نباید می کردی،کردی!

خیلی وقتا وتوخیلی کارها نه خدا می خواهدباشدنه اخلاق ونه پلیس.فقط ذره ای شعورمی خواهد که موجود نیست.یا اگرهم هست استفاده بجا ودرست ازش نمی شود.