در پیتی
از طرف:
عاشق سینه چاک اولات
دیونه ی بعداهات
سرگردون آخرات
دستمال چرکین حالات!
ای ساده!
دله دیگه،پاک خره
می بینه سر کاره
باز میگه:
یا تو،یا هیچی!
یادم میاد:
موم را آتیش می زدی،
پیشت بودم
حالا خودم را آتیش می زنم
نگام نمی کنی!
کچل پشت خطی هاتم،
نوبت رو رعایت کن!
حیف اشکام،
چه مفت ریختمشون!
ای دل کور
می دیدم با یکی می پره
باز می گفتم:نه،اون نیستش!
(همه چیم)
تو عالم عاشقی،
غیر از شمع و پروانه و گل
قریچ قریچ در،سیخ کباب،
پوست تخم مرغ،خش خش برگها،
حتی وزش باد هم نشان دوست بود!
آخ ،پدر عاشقی بسوزه،
چه نشکستنی ها روکه شکست!
کار خدا بود یا مکر شیطان،نمی دانم
اما دلتنگش می شدم
سرو کله اش پیدا بود!
هزار دفعه بهش می گفتم:
از شانس بد ما،آخرش هم نصیب یکی دیگه می شی!
((بد شانس))
کار وبار
هر روز تیپ زدن،همیشه غرق عطر و ادکلن شدن،
ساعتها جلو آینه ایستادن و چند تا سشوار رو سوزوندن
اما دریغ از یک دقیقه تاخیر سر قرار!
گینس کجا بود ببینه؟
چند تا رکورد بی خوابی
پشت در خونه شون زدم،
چند صد کیلومتر پا به پاش بودم،
چند بار لت و پار بابا،داداش و رقیب شدم!
نویسنده ی این وبلاگ در بیهق متولد و کلو شد ,ولی هنوز مرحوم نشده. از همان ابتدا تا همین اواخر اسفند 2009 به جای پستونک با قلم بازی می کرد و