نیامرزیدها
چندیست که برای گره گشایی درکارم روزانه گام دراداره ای سه طبقه می گذارم.به نیمه ی ظهر نرسیده ،طبقه فوقانی که جایگاه مدیران ارشد،روسا و انواع معاونینشان می باشد وتقریبا بیشتر وقت خالی از سکنه است و نماز،جلسه و بازدید هم علت غیبتشان.تازه طرف صبح هم که مثلا اداره تشریف دارند بازهم یک در میان هستند وعلافی مردم هم روال کارشان.
در طبقه میانی که جایگاه اداریست باز مسئولین مربوطه با واگذاشتن مسئولیتشان به جانشینان ناکار آمدعملا نیستند وانواع مرخصی نیز دلیل نبودشان والبته امروزوفردا کردن ارباب رجوع هم رسم مرسوم این طبقه است.
در طبقه تحتانی که طبقه ی کارگری و خدماتی است اکثرا همگی تشریف دارند ولی از آنجایی که رئیس بالا سرشان نیست تا کار ملت را بهشان ارجاع دهدعملا بیکارند و به ناخن لاک زدن و جدول حل کردن مشغول.
با یک حساب سر انگشتی ملتفت می شوی که حدود شصت – هفتاد نفری حقوق بگیر در این مجموعه منصوب همیشه غایبند چرا که کاری را پیش نمی برند و علاوه بر حیف ومیل بیت المال ودر آوردن پدر ارباب رجوع در واقع با اینگونه انگل زیستی جان و روان مردم را به بازی گرفته اند و تنها برای یک امضا که حکم طلا را هم دارد تا می توانند افراد را می تازانند.عجیب اینکه هیچ بنی بشر مسئول تری هم یافت نمی شود که به تذکر،تهدید یا کیفراینان را متنبه سازد.
شاید آنان هم که باید، دریکی ازهمین سه طبقه های مشابه به خواب غفلت یا علافی امت مشغولند!
خدا تمامی علاف کنندگان را نیامرزد.آمین!
نویسنده ی این وبلاگ در بیهق متولد و کلو شد ,ولی هنوز مرحوم نشده. از همان ابتدا تا همین اواخر اسفند 2009 به جای پستونک با قلم بازی می کرد و