نیازمندیها

ا – ب – پ – ت – ث – ج – چ – ح – خ – د – ذ – ز – ر- ژ – س – ش – ص – ض – ط - ظ – ع – غ – ف – ق – ک – گ – ل – م – ن – و – ه – ی

 

 

A – B – C – D – E – F – G – H – I – J – K – L – M – N – O – P – Q – R – S

 

– T – U – V – W – X – Y – Z

 

ARE YOU FINE آیا خوبید؟ 

SURE باشه

YOU RE WRONG اشتباه می کنید

OK.STAY. بسیار خوب.بمان

TELL HIM به او بگو

THAT S RIGHT بسیار خوب

LOOK ببین

OH!MY GOD آه خدای من

It s fine آن خوبست

Thank a lot بسیار متشکرم

Sit down بنشین

Get up بلند شو

Are you ready آیا آماده ای؟

Com back برگرد

Kish island جزیره کیش

All right خیلی خوب

Why چرا؟

Well خوب

How are you حالتان چه طور است؟

bye خداحافظ

Open your eyes چشمتان را باز کنید

Hello سلام

You wait outside شما بیرون منتظر باشید

Uncleعمو

Wow علامت تعجب و شگفتی

Where کجا؟

Listen to me گوش بده بمن

Thank you متشکرم

Sorry متاسف

I m sorry  متاسفم

Which girl کدام دختر؟

I haven t lost hope نا امید نیستم

Don’t worry نگران نباش

Cant you see I m busy here نمی بینی که اینجا مشغولم

Right now درست همین حالا

 

پی نوشت: با عرض معذرت ،بعضی چیزا رو خیلی هامون حتما باید بدونیم.آخه ندونستنش خیلی بی ریخته!

مناجات یک کاسب

الهی!

 

آفریدی رایگان

 

روزی دادی رایگان

 

بیامرز رایگان

 

که تو خدایی نه بازرگان

 

به داده هایت

 

به نداده هایت

 

به گرفتن هایت

 

شکر گزارم،

 

چون:

 

داده هایت نعمت

 

نداده هایت حکمت

و

گرفتن هایت امتحان است.

 

پی نوشت:کپی شده از کاغذی که بر شیشه ی فروشگاه کریمی – بانه – نصب شده بود.خرداد 89

ما پینوکیوها!


نه جونت درخطره نه مالت و نه موقعیتت اما فرت فرت دروغ می گی!هیچکی هم ازت نخواسته اما انگاری دروغ ورد زبونت شده و نمی تونی ازش دل بکنی!وقاحت را بجایی رسوندی که برای تفنن و خنده نیز دروغ می گویی!

این روزا دروغ گفتن را مثل آب خوردن شاهدیم،کارمند حالشو نداره کار انجام بده به ارباب رجوع می گه سیستم قطع است!فروشنده با دروغ جنس بد را خوب تعریف می کنه!تو معامله ی ماشین و ملک دروغ حرف اول را میزنه!کارمنده می خواد جیم کنه دروغ میگه!رئیس برای اینکه عذررااز گردنش برداره دروغ می گه!خواستگار برای رسیدن به خواسته اش به دروغ متوسل میشه!برای استخدام شدن دروغ،برای دریوزگی دروغ،برای دیر آمدن و زود رفتن از خونه دروغ.خلاصه همه اش شده دروغ دروغ دروغ!

اگر هم کسی بخواهد دروغگو نباشد،براثر خرد شدن در کشاکش بحران دروغگوها له می شود .کلا طیف

 دروغ نگوها به دو دسته اند:گروه اول،اونایی هستند که هنوز وجدانشون بیداره و دروغگویی را یاد ندارند که البته در معرض خطرند و شاید بعد ها دروغگو شوند.گروه دوم اون دسته آدم هایی متمولی هستند که چون خرشون از پل گذشته و در موضع قدرت و پول قرار دارند کمتر دروغ می گویند ؛که البته بازم در صداقتشون تردید است! هر چند که طبق شنیده هامون با دروغ سنگ روی سنگ بند نمی شود اما انگاری این مهم هم دروغ از آب در آمده است؛چرا که می بینیم چه راحت دروغگو ها مراحل ترقی را طی می کنند  و اتفاقا روز به روز شکمشان از

 نا راستی بر آمده تر می شود.گذشته از باور های دینی و پایبندی به اصول شریعت مثلا نژادمان آریایی و آزاده  با گفتمان وکردار نیک است و از اساس با دو رنگی و دروغ در تضادیم!زهی خیال باطل!!

ما عملا پینوکیوی فرصتها تشریف داریم ،هر چند که طفلکی پینوکیو هم یک بار دروغ گفت بعدش توبه کرد و آدم شد اما تکلیف ما چیه!؟آنچنان با مهارت دروغ می گوئیم که آب از آب تکان نمی خورد.تازه از دماغ دراز هم خبری نیست  تا لو بریم و استغفار جوییم!وجدان و انسانیت هم که ولش، فقط به درد ویترین می خورند.راستی

 می دونید چرا دستگاه دروغ سنج تو این مملکت نمی سازند چون که حریف سوختن و خدمات بعد از فروشش

نمی شوند!

الا ایها الحال خدا خودش مگر عاقبتمان را ختم به خیر کند وگرنه کاری از دست پندو مذهب و محکمه بر نمی آید تا این زبان را به سمت صحیحش بپیچانند!

 

پ.ن: امید آنکه همه ی این مصایب که ذکرش رفت دروغ باشد و اوضاع غیر اینی باشه که قلمی شد!

پیام تسلیت

با سلام

ما هم به سهم خود درگذشت استاد محمد نوری را به کسانی که گوهری از هنر در سینه دارندتسلیت

می گوییم. 

((نازنین مریم))

واي گل سرخ سفيدم کی مي آيی
بنفشه برگ بيدم کی مي آيي
تو گفتی گل در آيد من مي يايم
وای گل عالم تموم شد کي مي يايي
جان مريم چشماتو وا کن منو صذا کن
شد هوا سفيد، در اومد خورشيد
وقت اون رسيد، که بريم به صحرا
وای نازنين مريم
جان مريم چشماتو وا کن منو صدا کن
بشيم روونه، بريم از خونه، شونه به شونه، به ياد اون روزا
وای نازنين مريم، وای نازنين مريم، وای نازنين مريم
باز دوباره صبح شد، من هنوز بيدارم
ای کاش مي خوابيدم، تو رو خواب مي ديدم
خوشه غم، توي دلم، زده جوونه
دونه به دونه، دل نمي دونه، چه کنه با اين غم
وای نازنين مريم، وای نازنين مريم، وای نازنين مريم
بيا رسيد وقت درو، مال مني از پيشم نرو
بيا سر کارمون بريم، درو کنيم گندما رو
بيا رسيد وقت درو، مال مني از پيشم نرو
بيا سر کارمون بريم، درو کنيم گندما رو

بيا بيا نازنين مريم...

*************

((در مورد وطن))

در روح و جان مــــن ، مــی مانی ای وطن
بــه زیــر پا فــتد آن دلـی ، که بهر تو نلرزد

شرح این عاشقی ، ننـــشیند در ســخـن
که بهر عشق والای تو ، همه جهان نیـرزد

ای ایران ایران ، دور از دامـــان پــاکت دســــت دگـــران ، بـــد گـــهـــــران
ای عشق سوزان ، ای شیرین ترین رویای من ، تو بمان ، در دل و جان

ای ایـــران ایران ، گـلزار ســـبــــزت دور از تـــاراج خــزان ، جـــــور زمــــان
ای مهر رخشان ، ای روشـــنـــگر دنــــیای مــــن به جــــهان ، تو بـــمان

سبــزی صــد چـــمن ، سرخی خون من ، سپیدی طلوع سحر ، بــه پرچــمت نــشســته
شرح این عاشقی ، ننشیند در سخن ، بمان که تا ابد هستی ام ، به هستی تو بسته

(یادش گرامی و روانش شاد )


آیت الکرسی

آیت الکرسی

﴿ بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ ﴾ اللّهُ لاَ إِلَهَ إِلاَّ هُوَ الْحَيُّ الْقَيُّومُ لاَ

تَأْخُذُهُ سِنَةٌ وَلاَ نَوْمٌ لَّهُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الأَرْضِ مَن ذَا

الَّذِي يَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلاَّ بِإِذْنِهِ يَعْلَمُ مَا بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَمَا خَلْفَهُمْ وَلاَ

يُحِيطُونَ بِشَيْءٍ مِّنْ عِلْمِهِ إِلاَّ بِمَا شَاء وَسِعَ كُرْسِيُّهُ السَّمَاوَاتِ

وَالأَرْضَ وَلاَ يَؤُودُهُ حِفْظُهُمَا وَهُوَ الْعَلِيُّ الْعَظِيمُ ﴿255﴾ لاَ إِكْرَاهَ فِي

الدِّينِ قَد تَّبَيَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَيِّ فَمَنْ يَكْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَيُؤْمِن بِاللّهِ

فَقَدِ اسْتَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقَىَ لاَ انفِصَامَ لَهَا وَاللّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ

﴿256﴾ اللّهُ وَلِيُّ الَّذِينَ آمَنُواْ يُخْرِجُهُم مِّنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّوُرِ

وَالَّذِينَ كَفَرُواْ أَوْلِيَآؤُهُمُ الطَّاغُوتُ يُخْرِجُونَهُم مِّنَ النُّورِ إِلَى الظُّلُمَاتِ

أُوْلَئِكَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ

 

یک پیشنهاد


چنانچه ذائقه ی روحی حضرات همدل با موسیقی سنتی جور در می آید و طالبید از دیدن چنین کنسرتی فکتون

 جا به جا گردد، پیشنهاد می شود از دیدن این دی وی دی غفلت نورزید:

 

کنسرت گروه شمس

 

با همراهی سماع گران قونیه

 

سر پرست:کیخسرو پور ناظری

 

موسیقی:کیخسرو،تهمورس و سهراب پور ناظری

 

آواز:سهراب،تهمورس پور ناظری،نجمه تجدد و فرشاد جمالی

 

کار گردان:محمد رضا هنرمند

 

سماع گران:عمر کپلپه،هاکان گل تپه ،عثمان اوزل

 

به مناسبت بزرگداشت سا ل جهانی مولانا جلال الدین محمد بلخی – 1386

 

پی نوشت: بعد از دیدن فیلم ،اگر دلی در سینه داشته باشید تالاپ تولوپ  آن را بخوبی احساس می کنید!

کوچه رپیا


حساس شدن گوش شنوندگان در این چند سال اخیر باعث شده که قدرت تمیز در آنان قوت یابد و به محض روبرو شدن با آهنگ های جدید آنها را رتبه بندی نمایند و امتیاز بدهند.متاسفانه در حال حاضر وارد شدن الفاظ رکیک و ناپسند در قالب رپ و ترانه مسیر موسیقی ما را به نا کجا آباد رهنمون می شود.وظیفه ی هر کدام از ما در این زمینه اینست که در حد توان فرهنگ سازی نمائیم بلکه این معضل را پشت سر گذاریم.نا گفته نماند که طرف حساب ما صرفا رپ نیست اما چون این گونه از موسیقی اصولا با بیان آلام اجتماعی،ذائقه ی امروز جوانان و فراافکنی منّیات درونی افراد پیوند نا گسستنی دارد لذا از دست اندرکاران این قشر از موزیک انتظارات بیشتری می رود.

این گفتار نه تنها قصد جبهه گیری با این نوع از موزیک را ندارد بلکه چون رپ را بیان اعتراضی – اجتماعی و نوعی خالی کردن احساسات تلقی می نماید اهمیت خاصی برای آن قائل است.حقیقت اینست که رپ نوع ارتقا

یافته ی ترانه های کوچه بازاری قدیم می باشد با این تفاوت که از نوعی موسیقی تند و گفتار هیجان آور بهره می جوید.یادمان باشد که آن ترانه های قدیم خیل طرفداران خود را داشت و با رعایت یکسری ضوابط منحصر به خود آنان را راضی نگه می داشت.ریتم خاص،خوانندهای خاص و حال و هوای خاص از ویژگیهای آنها بود که البته در آن زمان نیز کاربرد کلمات آنچنانی سبب به انزوا رفتن تعدادی از آنها می گشت.

الغرض من باب تجربه هم که شده لازم است رپر های این دوره نیز برای اینکه زود از چشم ها نیافتند ضمن انجام فعالیتهای خویش و رعایت شئونات عرفی از ابتذال فاصله گیرند تا ماندگار بمانند.نکته حائز اهمیت اینست که می توان واقعیت ها را به نحوی بیان نمود که علاوه بر تاثیر گذاری ؛آسیبی هم متوجه شنونده ها نگردد،به دیگر سخن دشنام و ناسزا گفتن همیشه آخرین راه نیست و با منطق جاودانگی در موسیقی همخوانی ندارد.

فراموشمان نشود که در پدید آوردن هر اثری باید همه ی جوانب را سنجید چرا که ممکن است هنرمان فرداها؛ الگو و مصدری برای کارهای دیگران گردد.  

درخواستی - فاصله ها

روایت اول:

فاصله ها

.

اگه فاصله افتاده ، اگه من با خودم سردم

تو كاری با دلم كردی كه فكرشم نمی كردم

چه آسون دل بریدی از دلی كه پای تو گیره

كه از این بدترم باشی واسه تو نفسش میره

نمی ترسم اگه گاهی دعاهامون بی اثر میشه

همیشه لحظه آخر خدا نزدیك تر میشه

تو رو دست خودش دادم كه از حالم خبر داره

كه حتی از تو چشماش و یه لحظه برنمی داره

تو امید منی اما داری از دست من میری

با دستای خودت داری همه هستی مو می گیری

دعا کردم تو رو بازم با چشمی که نخوابیده

مگه میذاره دل تنگی مگه گریه امون میده

مریض ام کرده تنهایی ببین حالم پریشونه

من اون قدر اشک میریزم که برگردی به این خونه

حسابش رفته از دستم شبایی رو که بیدارم

شاید از گریه خوابم برد درا رو باز میذارم


*****




ادامه نوشته

sms


آرامش آن است که بدانی در هر گام

 دست تو در دست خداست.

 

((لحظه هایت آرام))

 

با تشکر از لینک-دل نوشته های اخوی

سیرنوشته هام


این ور بلوار داشتم بر و بچ رابار می زدم بریم عشق و حال سنگین.یه دفعه اون ور بلوار چشمم افتاد به عکس بهزاد جلو آمبولانس که داشتند تشییع جنازه اش می کردند. یادش بخیر!چه صفا سیتی ها که با هم نکردیم!

الان اون ور بلوارم،خدایا توبه!

                               ***

گفت:هرگز ترا از یاد نخواهم برد.بعد برای اینکه فراموشش نشوم عکسم را در آلبوم عشّاقش اضافه کرد!

                               ***

فرهیخته ترین دانش آموزی که تعلیم دادم، شیشه پاکن سر چهار راه هاست!

                               ***

تنها وجه اشتراک قبل و بعد از ازدواجم تنهایی است!

                                                              ***

از یارو پرسیدند،چرا این قدر فی شترت بالاست؟گفت:چند وقت دیگه که یارانه ها رو قطع کردند ؛حالیت میشه!

                               ***     
                                              

منشی گفت:دبیر کل انجمن حمایت از حیوانات وقت ندارند،آخه یک ماهه مشغول خواندن گزارش رفتگران از    زباله های چلو کبابی هاست!            

***

هنوز که هنوزه ،رئیس اداره بعد از پارک کردن ماشین ،اونو به جایی می بنده!

***

بعد از اینکه فهمیدند اجاقشون کوره و مجبوربه  تقسیم عشقشون نیستند،پیوند ازدواجشون محکم تر شد!

***

فقط با یک سفارش تونست ره صد ساله رو در یک پالس تلفنی بپیماید!

***

خدا آب داد!نون داد!بنده اش قدر ندانست؛همه را به باد داد!

***

اوه عزیزم،بهت قول میدم؛در نبودت لباس سیاه را از تنم در نیارم مگر شب عروسیم!