نه جونت درخطره نه مالت و نه موقعیتت اما فرت فرت دروغ می گی!هیچکی هم ازت نخواسته اما انگاری دروغ ورد زبونت شده و نمی تونی ازش دل بکنی!وقاحت را بجایی رسوندی که برای تفنن و خنده نیز دروغ می گویی!

این روزا دروغ گفتن را مثل آب خوردن شاهدیم،کارمند حالشو نداره کار انجام بده به ارباب رجوع می گه سیستم قطع است!فروشنده با دروغ جنس بد را خوب تعریف می کنه!تو معامله ی ماشین و ملک دروغ حرف اول را میزنه!کارمنده می خواد جیم کنه دروغ میگه!رئیس برای اینکه عذررااز گردنش برداره دروغ می گه!خواستگار برای رسیدن به خواسته اش به دروغ متوسل میشه!برای استخدام شدن دروغ،برای دریوزگی دروغ،برای دیر آمدن و زود رفتن از خونه دروغ.خلاصه همه اش شده دروغ دروغ دروغ!

اگر هم کسی بخواهد دروغگو نباشد،براثر خرد شدن در کشاکش بحران دروغگوها له می شود .کلا طیف

 دروغ نگوها به دو دسته اند:گروه اول،اونایی هستند که هنوز وجدانشون بیداره و دروغگویی را یاد ندارند که البته در معرض خطرند و شاید بعد ها دروغگو شوند.گروه دوم اون دسته آدم هایی متمولی هستند که چون خرشون از پل گذشته و در موضع قدرت و پول قرار دارند کمتر دروغ می گویند ؛که البته بازم در صداقتشون تردید است! هر چند که طبق شنیده هامون با دروغ سنگ روی سنگ بند نمی شود اما انگاری این مهم هم دروغ از آب در آمده است؛چرا که می بینیم چه راحت دروغگو ها مراحل ترقی را طی می کنند  و اتفاقا روز به روز شکمشان از

 نا راستی بر آمده تر می شود.گذشته از باور های دینی و پایبندی به اصول شریعت مثلا نژادمان آریایی و آزاده  با گفتمان وکردار نیک است و از اساس با دو رنگی و دروغ در تضادیم!زهی خیال باطل!!

ما عملا پینوکیوی فرصتها تشریف داریم ،هر چند که طفلکی پینوکیو هم یک بار دروغ گفت بعدش توبه کرد و آدم شد اما تکلیف ما چیه!؟آنچنان با مهارت دروغ می گوئیم که آب از آب تکان نمی خورد.تازه از دماغ دراز هم خبری نیست  تا لو بریم و استغفار جوییم!وجدان و انسانیت هم که ولش، فقط به درد ویترین می خورند.راستی

 می دونید چرا دستگاه دروغ سنج تو این مملکت نمی سازند چون که حریف سوختن و خدمات بعد از فروشش

نمی شوند!

الا ایها الحال خدا خودش مگر عاقبتمان را ختم به خیر کند وگرنه کاری از دست پندو مذهب و محکمه بر نمی آید تا این زبان را به سمت صحیحش بپیچانند!

 

پ.ن: امید آنکه همه ی این مصایب که ذکرش رفت دروغ باشد و اوضاع غیر اینی باشه که قلمی شد!