واکاوی یک جنایت
خبر خیلی کوتاه بود:جوانکی به ضرب اسلحه سرد و گرم پدر و مادرش را کشت.فارغ از چند و چون موضوع اینکه جوانی که به گفته ی دوستان آرام،در س خوان و کارمنـد وازخانواده ای فرهنگی اقدام به چنین اقدام دهشتناکی می کند، بسیارجای تامل دارد!
اگراین اتـفاق دریک خـانواده ی به اصـطلاح دهک پاییـنی وگرفتارمسائل اخلاقی واقتصـادی می افتدشاید متاسفانه جامعه زودتروبهترهضمش می نمود و مطابق معمول به بایگانی اذهان سپرده می شد اما خاستگاه این جنایت هولناک محیطی به شدت مذهبی مبتنی بر حساب و کتاب ونظارت بود.
باری نمی خواهیم عامل سختگیری والدین و به اصطلاح گیردادنهای پیاپی را علت بدانیم و مثل سایر معضلات آنراماست مالی نماییم.حقیقت اینست که درجهانی زندگی می کنیم که به سلامت ازآن گذشتن هنری می طلبد درحد معصومیت ومصونیت والاتباران،پس خوب بیاندیشیم اگرواقعا درهمان قد وقامت وشان بزرگان عمل می نماییم انتظار تربیت آنچنانی را هم داشته باشیم وگرنه ما هم باید سر به زیربرف بسپاریم تا بدبختی و مشکل به سراغمان بیایید و بعدهوارکشیم که چرا من!؟
بی تعارف زمینه ی عشق و حال جوانان برای هر قشری مهیاست،نکن ،عاقبت ندارد،چوبش را می خوری،بی خیال،غم عالم پشم است،تجربه یکبارش بدک نیست،صفا سیتی وتا دلت بخواهد متخلفات دیگر موجودی این روزای جامعه ی ماست واز آن گریزی نیست.تکنولوژی هم که ازهررقمش انکاری بدش نصیب بروبچ ما می شود.آموزش و پرورش هم که با کلیشه های حال به هم زنی مزید برعلت است.حال شما والدین محترم یا علمای علم روانشناسی پر ادعا اگر می توانی یکنفره به جنگ دنیا برو!
راهکارش اینست که شما پدرو مادرگرامی خوب یا بد باید درعالم رفاقت پا به پای جوانتان باشید وهرگز تنهایش نگذارید و محیطی سالم در حد عرف و در راستای شرع و قانون فراهم نمایید تا علاوه برارضای عواطف و غرایز، زمینه ی خلاف را تا حد ممکن از بین ببرید.هر چند این مورد برای خیلی هایمان سخت است ولی مثل هر فرآیند دیگری، مرحله ای است تمام شدنی و آزمونی است که دقت و زحمت می خواهد و به یقین سستی و کاهلی در این امر هم زیانبار خواهد بود.
توجه به اخلاقیات با چاشنی دین ،ارتباط با خانواده های بزرگوار نه متعصب، فرا گرفتن موسیقی ،آموختن صداقت،تیزبینی والدین نه مچ گیری و اصطلاحا هم پیالگی با فرزندان
می تواند کمکی باشد برای پشت سرگذاشتن خیلی از مصایب امروزی.فراموشمان نشود که تعصب جهل است وخطرآفرین.
برای این جوان سبزواری هم که شمع وجودعزیزترین هایش راعامدانه خاموش ساخت صبر خواهانیم چرا که بعدها حسرت به دل دیداربهترین هایش خواهد شدو امیدواریم که عاقبتش با کار حل شود نه دار. تجویزمرگ و اعدام تا به امروزفقط مسکنی موقتی بوده و تجربه نشان داده که با عرض هزاران هزار بارتاسف از این دست هنجار شکنی ها در جای جای این مملکت رخ داده و می دهد وبایدچاره ای متقن بر گزید.(به امید خدا).
نویسنده ی این وبلاگ در بیهق متولد و کلو شد ,ولی هنوز مرحوم نشده. از همان ابتدا تا همین اواخر اسفند 2009 به جای پستونک با قلم بازی می کرد و