ترانه های خیام - صادق هدایت
چون مرده شوم،خاک مرا گم سازید
احوال مرا عبرت مردم سازید
خاک تن من به باده آغشته کنید
وزکالبدم خشت سر خم سازید.
چون در گذرم به باده شوئید مرا
تلقین ز شراب ناب گوئید مرا
خواهید بروز حشر یابید مرا؟
از خاک در میکده جوئید مرا
چندان بخورم شراب،کاین بوی شراب
آید ز تراب،چون روم زیر تراب
گر بر سر خاک من رسد مخموری
از بوی شراب من شود مست و خراب.
********
نیکی و بدی که در نهاد بشر است
شادی و غمی که در قضا و قدر است
با چرخ مکن حواله کاندر ره عقل
چرخ از تو هزار بار بیچاره تر است
********
رندی بزنی فاحشه گفتا:مستی
هر لحظه بدام دگری پابستی
گفتا:مردا،هر آنچه گوئی هستم
آیا تو چنانکه می نمائی هستی!
*******
ای دوست بیا تا غم فردا نخوریم
وین یکدم عمر را غنیمت شمریم
فردا که ازین دیر کهن در گذریم
با هفت هزار سالکان سربسریم.
********
نویسنده ی این وبلاگ در بیهق متولد و کلو شد ,ولی هنوز مرحوم نشده. از همان ابتدا تا همین اواخر اسفند 2009 به جای پستونک با قلم بازی می کرد و