سرطان!حال که مانند اختاپوس چنگ برزندگیم انداخته ای وازهربازویت به جزمرگ و یاس چیزی عایدم نمی شود ومثل دشمن خونخواردرکمین،هرلحظه ضربات مهلک موذیانه ای برپیکرم وارد می نمایی وبا خیالی آرام تماشاگرذره ذره آب شدنم هستی تا ازهم بپاشم،تصمیم را گرفتم.

تورا به مبارزه می طلبم اما نه به شیوه ی خودت ناجوانمردانه.اگرگلویم را می فشاری وتوانم رااندک اندک می زدایی، به چنگ ودندان پاسخت می دهم.شاید ضرباتت محکم باشد وبه ظاهرکاری اما توان من هرچه باشد نهایت استفاده را خواهم برد تا تلافی نمایم.

اگر زورم به نیم کردن کمرت نرسد با دندانهایم می درمت وبه ناخن می خراشمت.هرچند حضورت دهشتناک وطریقت وحشیانه وقدرتت زبانزدهمگان است،اما ماهم بی کس و کار نیستیم .کلی دعا ، ذکرو لطف و اراده پشتوانه ام است که می تواند نه تنها تو را بلکه قوی ترازتوراهم به زانو در آورد.حال هرخبطی خواستی بکن. نمی دانم سروکله ی پلیدت ازکجاوچرا پیدا شد اما بدان بیدی نیستم که به این سادگی خود را آماج بادهای متلاطمت سازم.

تا قوت هست وخدایی بالا سرم وبااتکا به لطف ومحبت دوستان گلم دست برزانوهایم خواهم گرفت و یا علی گویان دربرابرت خواهم ایستاد.بماند که خواسته یا ناخواسته، امید خیلی ها هم شده ام واین خود دلیلی شده برای ایستادگی دربرابرت.

حال بچرخ تا بچرخیم بیماری کریه منظرنامرد.نبردی درمیانه ی میدانم آرزوست.ازهمه کس وهمه چیز ازقرآن گرفته تا دعای دلهای پاک را به یاری می طلبم تا چنانچه ایزد بخواهد مغلوبت سازم.

به حرمت این روزها وشب های محرم من هم پرچم ایستادگی برخواهم افراشت ودربرابریاس وناامیدیت مقاوم خواهم ایستاد.مطمئن باش به آسانی نمی توانی برمن فائق آیی چراکه حق،حسین(ع) ودوستان را در کنارم دارم.

خدایا!یاران!

مرا دریابید ووامگذارید تا بتوانم دربرابراین بیماری سهمگین دوام بیاورم وشاهد به زانو درآمدنش باشم.