آدم خوبا
حتما قرارنیست آتش گلستان بشه یا ناگهان چشمه ای اززمین جوش کنه تا ما معجزه بخوانیمش.خاصه اینکه معجزات متعلق به پیامبران بوده وگواهی ادعاشون به شمارمی رفته است.اما گاهی اتفاقاتی برای ما انسانها می افته که درحد خودش کم ازمعجزه نیست.
به عنوان مثال اتفاقاتی برای خیلی ها رخ میده که گذشته ازخوب یا بد بودنشان پیامدهایی درپی دارند که شگفتی آوروتامل برانگیزند.سیلی می آید،دچار بیماری سختی می شوید،هوا کولاک می کند ویا حتی رفتن به سربازی و ...
طرف را می اندازند برای خدمت سربازی به یکی ازدوردست ترین وخطرناک ترین مناطق مرزی کشوراما ازقضا مهرش به دل رئیس پاسگاه وافسرمافوقش می افته وبعد دو سال محک خوردن حتی حاضر میشه تنها دخترش را به ازدواج همون سربازدربیاره وبا کلی پشتوانه ی آنچنانی دخترودامادش را راهی پایتخت کنه اونم باحداکثرامکانات عالی.
سیلی مهیب می آید وشخصی ثروتمند برای کمک به آن منطقه می رود ودرنهایت تصمیم می گیره بعد بازسازی کارخانه ای را راه اندازی کنه وکلی ازجوانان آن محل را به نوعی سروسامان بده واین در حالیست که قبل سیل بحران بیکاری درآن منطقه بیداد می کرده است.
گرفتاربیماری سختی می شوید و دل مشغولی هایتان را دردنیای مجازی به اشتراک می گذارید.ناگه فردی یا بهتربگم انسان وارسته ای پیدامیشه که همدم تنهایتان ازآب درمیاد وازتمام وجودش مایه می گذاره تا همه جوره ساپورتتان کنه آن هم بدون اینکه دیده یا شناخته باشیدش.
فارغ ازنتایج،این گونه اتفاقات به خودی خودازکرامات والطاف الهی به حساب میاد که فردی سبب ساز و بانی خیربرای دیگران میشه .اگرپیدایش این الطاف منتج به نتایج مثبتی شود که فبها اما اگرچنین هم نشد بازهم باید خداوند را شاکر بودکه انسانهایی را مامورکرده که درحد توان منشا خیروبرکت برای همنوعانشان گردند.
پس وجود چنین انسانهایی نهایت لطف خداست وباید قدردان آنان بود که سبب تحول روحی وحتی مادی برای دیگران هستند.ضمن اینکه زیاده خواهی وانتظارات بیش ازاندازه ازاین آدم خوبا هم می تونه به نوعی ناسپاسی تلقی بشه.
خدا به همه ی آدم خوبا مخصوصا افرادی ازاین دست که نیتی به جزخوبی کردن ندارند عزت وسلامت عنایت بفرماید.
(آمین)
نویسنده ی این وبلاگ در بیهق متولد و کلو شد ,ولی هنوز مرحوم نشده. از همان ابتدا تا همین اواخر اسفند 2009 به جای پستونک با قلم بازی می کرد و