چهره ها غمین،سیاهی رخت برحضار،اشکها آویزان،فضا آکنده ازضجه،بازار وداع داغ داغ،بچه ها پرپرزنان ومردوزن سردرگریبان.

این بارخاک سرد پذیرای قامت مادرآقای معلم شده است.آقای معلمی که ازفرط اندوه هجران،به مدد عصا خویش را سرپا نگاه داشته است.

دیرزمانی نیست که وبلاگ دلنوشته های آقای معلم در گوشه ی وب ما جا خوش کرده اما حضورو لطفش خیلی واقعی تر از حال و هوای دنیای مجازیست.

اینک که آقای معلم در سوگ مادربه سرمی برد بی شک ازکسی کاری بر نمی آید مگرسرتسلیم فرود آوردن برمشیت الهی و البته ابرازهمدلی.

ما نیز به رسم رفاقت جهت تسکین آلام آقای معلم این پست و نظراتش رابه همدلی وطلب آمرزش برای آن عزیزازدست رفته اختصاص می دهیم.

{خدایش بیامرزدش} – (آمین)