سفرنامه اردبیل – بابلسر
آستارا،لوندویل،حویق،لیساررا پشت سر گذراندیم و در تالش(هشتپر)بنزین زده و به راه خود ادامه دادیم.ساحل گیسوم و نوکنده،کپورچال و مرداب انزلی را هم طی کردیم.بعلت گرانی فوق العاده ،قایق سواری در مرداب انزلی را بی خیال شدیم واین بی خیالی تا به حال چندین بار نصیب ما در مرداب شده است!بعد انزلی بر اثر خیرگی و کنجکاوی باز هوس میانبرزدنمان کرد و نتیجه اش این شد که به رشت نرفتیم و مسیری شلوغ،دو طرفه و باریک و خطرناک و ازهمه مهمتر ناشناخته عایدمان شد.خمام،خشکبیجار،لشت نشا را پیمودیم و خسته و کوفته شب به آستانه اشرفیه رسیدیم.با نیت خوابیدن به هر نحوی خود را به لاهیجان رساندیم و به زحمت شب خود را در چادر به صبح رساندیم.صبح زود هم بعد از خرید کلوچه و گرفتن چند عکس یادگاری از یک دریاچه مربوط به پارک شهرداری و دید زدن از راه دور تله کابین و مزارع چای لاهیجان به رودسرو چابکسررسیدیم.در محل پلیس راه تنکابن به سرمان زد از جنگل زیبای دارلیخانی بازدید کنیم. پیچ وتاب جنگل دارلیخانی شباهت زیادی به جنگل جواهرده رامسر دارد با این تفاوت که اینجا خلوت تروزیباترمی نماید.
از محل چشمه گوارای جنگل دارلیخانی آب نوشیدیم و با خود هم برداشتیم.کمی بالاتر از چشمه هم سفره ای پهن کردیم و صبحانه خوردیم البته ساعت دوازده ظهر.جای جوجه کباب واقعا خالی بود.پیشنهاد ما در این نقطه دیدن این جنگل زیبا،آرام و خاطره برانگیز وتا حدودی بکراست.بعد از تنکابن به سلمان شهر رسیدیم و از دیدن برج دو قلوی این شهر که در ابعاد بزرگ و جالب بنا شده حیرت نمودیم.چالوس و نوشهر را پیمودیم و بعد از بنزین زدن درسی سنگان ،نور،محمود آباد را هم در نوردیدیم تا به بابلسررسیدیم.باز به همان هتل اول مسافرتمان رفتیم با این تفاوت که مدیرش طلب دو برابر وجه اولیه را نمود ولی به هر جان کندنی که بود خودمان را مناسب تر جا دادیم.شب بابلسررا با خوردن بلال آتشی،صرف شام ساده و آواز خوانی در کنار خزر به پایان رساندیم.بعد از بابلسرعازم استان خراسان رضوی شدیم تا بعد از سیزده روزمسافرت را به انتها رسانیم.حین عبور از دو راهی دامغان – شهمیرزاد یاد آن جاده ی رویایی ابتدای سفرمان افتادیم که افسوس چه زود گذشت!بنزین ماقبل آخر را درخروجی شاهرود زدیم و بعد از رسیدن به دیارمان(سبزوار)نیز با چوپوندن بیست لیتر دیگر و با باکی مملو از بنزین برای سفرهای احتمالی آینده، به خانه برگشتیم.(خلاص)
پی نوشت:همیشه سعی کنید از همسفر شدن با یک دوست خوب حین مسافرت بهره مند شوید.همسفری که با همه کس دم خور باشد لذت مسافرت را دو چندان می کند.ما که حلاوت همسفری با یک دوست خوب را چشیدیم و حالش را هم بردیم.
خدا این طور مسافرتها وهمسفرها را قسمت همه کناد!
نویسنده ی این وبلاگ در بیهق متولد و کلو شد ,ولی هنوز مرحوم نشده. از همان ابتدا تا همین اواخر اسفند 2009 به جای پستونک با قلم بازی می کرد و