ویلا،خلوتی وآب وهوا همگی مراد دل بود.بعد ازاینکه تنی به آب زدیم،بروی نقشه سرعین را نشان کردیم تافردا بپیمایمش اما بعدا معلوم شد که زیاد نباید درقید برنامه بود واصولا بی برنامگی هم اگر برنامه ریزی شده باشد خالی از لطف نیست! از بابلسر که به سمت غرب مازندران حرکت کردیم هواجهنم شد وتوان فرسابه نحویکه سعی شد بی خیال دریا وتفرج گوشه وکنارشویم.ناگفته نماند که ازاینجا به بعدهندوانه ازهندوانه نماند که خورده نشود.به هر تقدیر در این راستا حیفمان آمد که سری به تمشک های جنگلی چند کیلومتربعد ازپارک سی سنگان نزنیم پس درهمان دست پارک جایی که نوشته بود مجتمع توسکا وارد درختان شدیم و دلی ازعزا درآوردیم.

در رامسرنیزبه دید زدن رستورانی پرداختیم که نمایش به ضرب سیمان و سیمانکاری به شکل موج یا شره کردن آب ساخته شده بود وهمه را معطوف خود می ساخت.خسته و کوفته و گرما زده شب به رشت رسیدیم و بعد کلی علافی در شلوغی شهرما را راهنمایی کردند که برای شب مانی درچادربه فلان جا بروید که رایگان است وامن.بگذریم که جهت بر پا کردن چادر وعلیرغم نبود امکانات لازم مسئولین مربوطه طلب وجه می کردند درحد ستم ولی به هر حال ما گذراندیمش یک جورایی.آنچه دررشت جلب توجه می کرد قیمت پایین بلال یا همون ذرت بود که تقریبا یک سوم قیمت همان محصول در بابلسربود.گرمای هوای شمال آنچنان فشارمان داده بود که شبانه تصمیم گرفتیم بی خیال سرعین شویم وصبح به سمت همدان برویم به امید هوای سرد و این همانی بود که از آن به عنوان برنامه ریزی هردمبیل وهرچه بادا باد یاد می شود!

باری با درپیش گرفتن جاده قدیم رشت-رودباراز بغل سد زیبای منجیل و توربین های بادیش گذشتیم و در کنار تندیس فیلی مشرف برسد بی نهایت عکس گرفتیم با فیگورهای گوناگون به رسم یادگار.(جماعت فیل ندیده!)البته دراین اثنا زیتون هم خریدیم و خوردیم چراکه رودباررا پایتخت زیتون می شناسند.صبحانه هم در کنار رود پر آب سفید رود صرف شد.اوج گرمای ظهر در کنار مجسمه انگور دریکی از از میادین قزوین ایستی کردیم وسپس از این شهر گریختیم و بعد ازگذشت از اقبالیه و تاکستان درمحلی به نام آبگرم درراه همدان توقف کردیم.

بعد از آبگرم نوبت به آوج ،رزن،جورقان رسیدوهمین جاها بود که یک فروند زانتیا درست جلو چشمان مبارک چپ کرد وهرچند داغون شد اما خلبانش سالم درآمد.این بگفتیم ازآن جهت که راننده اش پروازمی کرد نه رانندگی و دیگر اینکه اگر خودرو وطنی می بود الان باید چهلم راننده اش راهم گذرانده بودیم.عجب سگ جونهایی هستند این خودروهای خارجی! چون آخرین بار در چالوس سوخت گیری کرده بودیم پس در نزدیکی همدان باز بنزین زدیم.

اما درهمدان این سینا،باباطاهر،گنجنامه با تله کابین خرابش،تپه ی هگمتانه وعباس آباد با اون شهربازی مجهزش ولاله جین همه سرجاشون بودنداما دو نکته آزاردهنده باید متذکر شود:اول اینکه اززیرسقف آرامگاه ابن سینا به وضوح رطوبت دیده می شد دوم اینکه خاروخاشاک تپه ی هگمتانه عمدا سوزانده شده بود که هر دو مورد بدون شک اثرات سویی در بر خواهد داشت و نظارت و مرمت دلسوزان را می طلبد.

نکته جالب و عجیب اینکه درهمدان اگربه هریک ازدهها دلال یا راهنمای کرایه منزل مراجعه می کردی همگی شما را به یک محله ی خاص و مشخصا به یک فرد معین عودت می دادند که واقعا جل الخالق داشت!همدان به نسبت کوچک ولی از قدمت وزیبایی های منحصربفردی برخورداراست واز یکی ازپرتردد ترین شهرهای توریستی درایام تعطیل محسوب می شود.