کاش این چشم آبی های قد بلند موبور،توهمین مذاکرات قزاقستان متوجه اشتباهشان درقبال ایران بشوند و از همین فرداش به سیاست استعماری خودشان پایان بدهند.

حالا که قراره یانکی ها جا بزنند ،دیگه مابقی مخصوصا مارتین خانم اشتون هم حناش رنگ می بازه و همگی دعوا رو بی خیال می شوند و نخود نخود هر کی میره دنبال امور خود!

اونوقت که از پس فرداش، ما هم میریم یک پراید ارزون شده می گیریم و این دم عیدی میزنیم تو خط این ورواون ور کردن مسافرا و پوله که پارو می کنیم !اوضاع که ردیف شد یک کیسه برنج وطنی می ریزیم تومعده وازدست ترش کردنای برنجای زرد بد بو؛ راحت می شویم.

تازه عروسی هم که دعوت بشویم می تونیم شاباش سکه ی طلا هدیه بدیم آخه ارزون می شه دیگه،این آبجی خونه مونده رو هم می تونیم دکش کنیم بره دنبال بختش فقط کافیه جهاز چشمگیر براش ردیف کنیم تا بتونیم شاه داماد رو مبهوت کنیم.

آی چه راحت می شویم از دست غرولندهای عیال که چرا بی کاری؟صاحبخانه اومده بود در حیاط قشقرق راه انداخته که جمع کنید جول و پلاستون رو!ما هم دست می کنیم تو جیبمون ودلارمی پاشیم اطراف چون که تومن با دلار یکی شده و فرقی نمی کنه دیگه!

فقط خدا کنه همین امروز آدم بشند این چشم آبی های قد بلند موبور زورگو و یه امضا بندازند زیرهمین کاغذ قطعنامه و خلاص !

پ.ن:آلماتی،آتی را عشق است،آبجی ترشیده ما فراموشتون نشه!