تا خدا چه خواهد(2)
نقل شد که چهار تا آبجی قرار گذاشتند که این آخرین لحظات عمرمادرپیرشان را نوبتی بر بالینش باشند تا آسوده ترباشد.در اولین شب که نخستین خواهربه پرستاری مشغول می شود، هنگامی که مادر با حالی نزار از دخترش طلب آب می کند پاسخی نمی شنود و چون خود را با زحمت به بالای سردخترش می رساند می بیند که ساعتها پیش دخترک جوانش به درود حیات گفته است!
+ نوشته شده در یکشنبه ۱۵ بهمن ۱۳۹۱ ساعت 0:11 توسط عليرضا
|
نویسنده ی این وبلاگ در بیهق متولد و کلو شد ,ولی هنوز مرحوم نشده. از همان ابتدا تا همین اواخر اسفند 2009 به جای پستونک با قلم بازی می کرد و