باز هم...
راستش تا جایی که به ما مربوط می شود عناوین مضحک شایسته سالاری و برتر گزینی که این روزا عین فضولات حیوانی بی ارزش شده بعلت نخ نما شدن حتی ارزش گپ زدن ندارد چه رسد به مستمسکی جهت به اشتراک گذاشتن در مقوله ی تفکر!اما آنچه ناگزیرمان کرد که اززاویه ی دیگر بهش بپردازیم زین قرار است:
اگر دو نفر با سوابق کاری ثابت و عملکردی یکسان را درنظر بگیریم که یکی از آنها مطابق عرف و قانون به انجام وظیفه می پردازد، طبیعتا روال خویش را طی می کند وتا به مرحله ی جان به جان آفرینی هم پیشرفتی نخواهد داشت و چه بسا درطول خدمت درجایگاه مظلوم مورد تعدی و نوعی استثمار نیز قرارخواهد گرفت.
اما آن دیگری با استفاده از ابزاررابطه ای به پستهایی دست خواهد یافت که حداقلش خدمت آسان و مزایای فراوان می باشد وبدیهی است که بواسطه ی قدرت تفویضی که دراختیارگرفته به عاملی برای سواستفاده ازدیگران و بالطبع خطاکاریهای بعدی بدل خواهد شد.
تاکید می کنیم که تا اینجای کار و متاسفانه به علت قوانین تنازع بقا حاکم بر جامعه و عدم وجود اراده ای جهت اصلاح، روال امورعادی به نظر می رسد اما اشکال که چه عرض کنیم؛بهتراست ازآن با عنوان مصیبت یاد شود اینست که شخص با وجدانی که فقط سرمایه اش کارش است و دستی در عالم رابطه بازی ندارد به کرات اتفاق افتاده که به سبب دشواری شرایط کاری ومورد سواستفاده قرار گرفتن جانش را هم از دست داده است.این در حالیست که اگر او هم چاپلوسی وریا را پیشه می کرد و ازجاده ی عدل خارج می گردید به یقین حال و هوای بهتری داشت یا حداقل حافظ جانش می ماند.
درد آور است وقتی صحبت از درگذشت و فوت آدمی به میان می آید در حالیکه می توانست بگونه ای دیگر ادامه ی حیات دهد!اینجاست که جریان تاثر برانگیز عدم شایسته سالاری منجر به تضییع بدیهی ترین حق آدمی یعنی حیاتش می شود.به دیگر سخن به گور بابای شایسته سالاری اما تصمیمات اشتباه بعضی ها باعث از کف رفتن زندگی خیلی ها می شود وگرنه جاه و منصب را می توان با زرو تزویر به دست آورد ولی این مهم در مورد حیات انسانها به دور از عقل می نماید.
روی سخنمان با آنهایی است که همه را به یک چشم نمی نگرند و این گونه می پندارند که بعضی برای اجحاف و کلاه گذاشتن سر دیگران با ظاهری موجه زاده شده اند!
آنچه این روزها به دفعات ملاحظه می شود تکیه زدن آدمهایی در راس امورات گوناگون است که الحق و الانصاف شایستگی اش راندارند و به نوعی مصداق تعدی نسبت به زیر دستان هستند. بحث هایی مثل اتلاف وقت وهرزرفتن منابع متاثرازناشایستگی هم به کناری ولی مایه گذاشتن ازجان افراد قابل اغماض نیست چراکه درنزد خدا وآفریده هایش عزیز ترین هاست.
نویسنده ی این وبلاگ در بیهق متولد و کلو شد ,ولی هنوز مرحوم نشده. از همان ابتدا تا همین اواخر اسفند 2009 به جای پستونک با قلم بازی می کرد و