یک هفته پیش ،مرد کشاورزی بسته های علوفه را به حد وفور بار الاغش می نماید و هین کنان ازصحراعازم ده می شود.چون به روستامی رسد وازقضا آنجا مالامال از کنده کاریهای طرح فاضلاب است حیونکی خرخیلی اذیت می شود تا اینکه در یک فرصت مناسب سوار و بارش را برزمین زده و فلنگ را می بندد و درمی رود.

خر سوار هم علف ها را در میان کوچه ول می کند و لنگان لنگان به خانه می رود.از طرفی، یکی از همسایه ها مبادرت به شناسایی الاغ سر گردان می کند و زبان بسته را به صاحبش باز می گرداند و چون ازما وقع اطلاع می یابد ،پیشنهاد بارگیری دوباره ی علوفه می دهد.

وقتی دو مرد و الاغ به محل علوفه ها می رسند،حیوان را به جایی می بندند و سپس دو نفری مشغول بار کردن بسته ها می شوند.

هنوز دقایقی نگذشته که ناگهان الاغ مورد بحث با تمام قوااقدام به گاز گرفتن پس گردن مرد یاری کننده می نماید و آن قدر در این امرمداومت نشان می دهد که مردک بیچاره بیهوش می شود. رهگذران نیز به ضرب سنگ و چوب به جان خر می افتند تا بالاخره حیوان مجبور به رها کردن مرد می شود.

مرد بیهوش را به بیمارستان می رسانند ولی وی به کما رفته و بعد از چند روز فوت می شود!

پی نوشت:

1 -زیاد بار طرف نکنید چونکه هر چیزی یک استاندارد دارد حتی اگر خر باشد!

2 –کینه ی شتری شنیده بودیم اما نوع خریش نوبر است!

3 – به گواهی پزشک قانونی طرف یا خر نبوده یا شب قبلش فیلم آرواره های کوسه  اثر استیون اسپیلبرگ را دیده!

4 – این حادثه نشان می دهد خر مذکور دارای ژنهای جهش یافته بوده و یا از اول حالیش می شده اما به روی خودش نمی آورده و البته نظریه سومی هم هست که می گه:حیونکی اسمش بد در اومده وگرنه خیلی هم حالیشه!

و دست آخر اینکه:خرم،خرای قدیم!!