شاید بهش بگین شانس ،شایدم زرنگی!به هر حال این روزا تقی به توقی خورده ما مال و منالی بهم زدیم به ارزش یک و نیم میلیارد تومان.

الان هم خیلی خوشحالم که دیگه لازم نیست عقده های یک عمر نداری و سرخوردگیهای اجتماعی را جوهرقلم کنم و بپوشانم به در ودیوار یا اشتراک گذاری تو این اینترنت مزخرف.

باور کنین پولداری خیلی خوبه،همیم حالا هم چند تا قلم به دست مزدور دوره ام  کرده اند که تو نمی خواد نگران وبلاگت باشی ما خودمون سروپا نگهش می داریم فقط حق الزحمه مون فراموش نشود.

آخیش راحت شدم ؛حالا این قدر وقت برام ارزش داره که می تونم از هر دقیقه اش کلی پول در بیارم.پس خداحافظ دوستان من،از اینکه این چند سال با هم بودیم خیلی خوشحال شدم. امیدوارم شما هم به مراد دلتان برسید ما که رسیدیم!

پ.ن: اینا رو دیشب که از گرسنگی خوابیدم ،خواب دیدم والانم براتون بلغور کردم شاید تقی به توقی خورد یکی پیدا شد و چندر غازی برای نوشته هام بهم داد.امان از نداری!!