به تو شمع فروزان علم درود و سلام می فرستیم،ای معلم.

به تو تبریک می گوییم ، نه به خاطر داشتن ویلا ها،ماشین ها، درآمدها و آسایش آنچنانی چرا که تو فارغ ازآن هایی  بلکه به خاطر روزت که یاد آور جان سپردنت است!

به پاس لبریز شدن ریه ات از غبار گچی که یکسال تمام بابت آموختن علم به بچه های مردم نوش جان می کنی و شکوه هایت هم ره به جایی نمی برد.

ستایش ما را پذبرا باش که مظلومیتت زبانزد خاص و عام است.سرفه های بی صدایت را می شنویم و مقامت را ارج می نهیم که باحداقل امکانات حداکثر توقعات را برآورده می سازی ؛هر چند که دو قورت و نیم ها همچنان باقیست!

شاهکاری،طبیبی،انیسی بعد معلممان.ما خودمقصریم که می آزاریمت با ندانسته هایمان وخود شاهدیم که چگونه آزرده ات می سازند نادانان دانا نما!

اما با همه ی این سختیها ایوب وار صبر پیشه می سازی،پطروس وار مقاومت می کنی و ریز علی وار جانفشانی تا بیاموزانی علم را.

الهی به معلمم طول عمر با عزت عنایت بفرما و به دیگرانی که از دور دستی بر آتش دارند  درایت لازم را روا دار که به جای دیدن نیمه ی خالی تعطیلات تابستانی ،بفهمند باغبانی از غنچه های هستی در طول سال تحصیلی چه هنرمندی وحوصله ای می طلبد.

 

(به سفارش کوچولویی که انشا درخواست کرده بود و با خواندنش درکلاس، قند تو دل معلمش آب شده بود!)