انگاری همین دیروز بود!
هنگامی که دغدغه های فکری همه جانبه به سویت نشانه می رود و جایگاهی هم برای برون ریز یا ارائه راه حل میسر نیست و از طرفی وظیفه ی عقلانیت نیز حکم می کند که سکوت اختیار نشود کم هزینه ترین راه ممکن پناه بردن به دنیای مجازیست.دنیای بی سر و تهی که وفق دلت می توانی در آن وارد شوی و عقده های فرو خورده ی خویش را بیان داری فارغ از آن که اصولا گوش شنوا یا اراده ای برای اصلاح کاستی ها وجود داشته باشد!
دیدن در جا زدن های طویل المدت ،اشتباهات مکرر،ناپسندیهای روتین شده،وجدان دردها،چشم پوشی های نابخردانه،سومدیریت ها و البته گاو بندیهای مرسوم خود استارتی بود که عزمی جزم شود تا در عین ساده انگاری در این دنیای وانفسا؛خرقه ی همدلی پوشیم ؛شاید که با به اشتراک گذاشتن این ذکر مصایب حداقل گوشه ای از زخم های روح التیام یابد.
آری ابراز همدلی در اینجا به واقع در خواست همدردیی بیش نیست بلکه خاطری ولو کوتاه مدت آسوده گردد. اوضاع و و احوال به قدری خراب و البته خراب تر هم خواهد شد که در باور اینجانبان مگر فقط حکمت خداوندی بر ترمیم راست گردد وگرنه از دست آفریده هایش امورات به کل خارج گردیده است.
در این قوطی عطار که ملاحظه می فرمائید سعی شده با هرچیزی که دسترسمان بوده ور برویم. از بلغور کردن عشق تا گفتمان مدیریت،از داستانک گرفته تا ترانه های خاطره انگیز،شعروطنز و حکایت های جورواجور هم که جای خود دارند.گاهی هم مطالب به جد نگارش یافته و مخاطب به خصوصی مد نظر بوده و این اواخر هم که طعم تلخ فراق و هجران قرینمان گشته است.
خلاصه این جا ،جایگاهی است برای قلمی کردن دل نوشته ها،دل دادن ها و دل گرفتن ها البته به صورت مجازش بی خیال از شائبه های سیاسی و پلشت نویسی های معمول. نا گفته نماند که چون قلم زدن در حال حاضر تنها مجال دلخوشی ماست پس سعی داریم در درجه ی اول با رعایت احترام دیگران و سپس خود قیچی زنی؛ اسباب زحمت برای چپ و راست نگردیم و بر استقلال فکری تکیه زنیم هر چند که این ایده حبابی بیش نیست!
این روزها که زمزمه هایی مبنی بر محدود نمودن دست و پای اینترنت سواران به گوش می رسد ما هم سعی داریم گاماس گاماس راه خویش طی کنیم بی انکه موی دماغ کسان و ناکسان گردیم چرا که اگر این کوچولو سوراخ دعا را هم از ما بگیرند به کل معیوب و مطرود روزگارخواهیم شد و شاید هم دق کنیم!
بیان این اظهارات دلیلی نداشت مگر به رخ کشیدن تاریخ پیدایشمان و یاد آوری ذوق و شوق اولیه ی تولد همدل.اسفند ماه 3 سال پیش بود که تولد یافتیم و هنوزکه هنوزاست به خواست پروردگار و لطف دوستان پنهان و پیدا سرپاییم وامیدواریم که همدلتان هم بمانیم.((تا خدا چه خواهد!))

نویسنده ی این وبلاگ در بیهق متولد و کلو شد ,ولی هنوز مرحوم نشده. از همان ابتدا تا همین اواخر اسفند 2009 به جای پستونک با قلم بازی می کرد و