چند سال پیش ماه رمضونی همینکه تلویزیون رو روشن می کردیم غم و اندوه و ماتم و اشک بود که جاری می شد.بعدش تلویزیون اومد به ناگهان روال شادی و خنده و طنز رو رواج داد.الان هم که زدیم به عالم ارواح،ترس و هیجان.

ما هم اولا می گریستیم بعدش خندیم و حالا هم دائم از جا می پریم و می ترسیم.وقتشه برنامه ریزان صدا و سیما با کسب تجارب قبلی و بدون هیچ واهمه ای از مخاطبین هر دمبیلشان با قاطی کردن انواع سناریوها و نشان دادن کمی سلیقه یک گام اساسی در جهت بهبود برنامه های کلیشه ای بردارند.

اینم قبلا گفته بودیم که اگر اوضاع همین جوری باشد بینندگان گنگ،ممکنه متوسل آلات و ادوات لهو و لعب بشقابی شکلی شوند که رو پشت بوم،تو تراس یا کنج حیاط حتی داخل چخ کفترا جا سازی می شه و پارسی وان،فارسی دوش،فارسی سرحموم،فارسی ته حموم،فارسی خشک و تر پخش می کنه و اونوقته که کار شما هم سخت تر و بی مخاطب تر از پیش میشه.

بابا ما بی جنبه ایم،اوهوی عمو!شماکه کار بلد واهل فن هستید چهار تا فیلم خوب روز ببینید؛تقلیدش کنید و بریزید رو آنتن.مطمئن باشید جواب می ده.آخه ما که دستمون به جایی بند نیست و زبونمون مو درآوردبس که گفتیم:این راهش نیست.باور کنید که ما حاضریم در آن واحد هم بگیریم،هم بخندیم و هم بترسیم.فقط لطفا گیر به یک نوع سوژه ندهید که شورش را در آورده اید.