حکایت دل – دیونه
حین مکالمه ی تلفنی ترانه ی آشنایی از آن طرف بگوشم رسید.
گفتمش:می دونی من دیونه ی این آهنگم.گفت:اتفاقا چند سالی بود یک دیونه بهم زنگ می زد و اینو برام پخش می کرد.
عاقل!دیونه رو نشناخته بود.
+ نوشته شده در پنجشنبه ۲۷ مرداد ۱۳۹۰ ساعت 0:58 توسط عليرضا
|
نویسنده ی این وبلاگ در بیهق متولد و کلو شد ,ولی هنوز مرحوم نشده. از همان ابتدا تا همین اواخر اسفند 2009 به جای پستونک با قلم بازی می کرد و