حکایت دل – تصمیم غلط
سی سال قبل بنا برمخالفت پدر و مادرمان از همدیگر جدا و با چشم گریان پی سرنوشت خود رفتیم.
حال که بعد از سالها دخترش بزرگ شده می خواهد او را به عقد پسرم در آورد تا بلکه جبران مافات شود.
اما آیا این درست که ما به جای فرزندانمان تصمیم بگیریم.شاید ما هم مرتکب همان اشتباهی شویم که پدر و مادرانمان شدند و حاصلی جز سوختن و ساختن نداشت.
+ نوشته شده در سه شنبه ۱۸ مرداد ۱۳۹۰ ساعت 13:59 توسط عليرضا
|
نویسنده ی این وبلاگ در بیهق متولد و کلو شد ,ولی هنوز مرحوم نشده. از همان ابتدا تا همین اواخر اسفند 2009 به جای پستونک با قلم بازی می کرد و