دیشب در عالم خیال پیش خدا بودم .بس که سرش شلوغ بود فقط توانست این ندا به من دهد تا به شما آدمیان رسانم:

ای خاکیان!در این وانفسای محکمه الهی که ازدحام مراجعان فزون است به شما امر می نمایم،کلاهتان را سفت بچسبید و کلاه هم بر سر دیگران نگذارید.خود را به هر دلیل ممکن وامدار کسی ننمایید و فقط به امورات خویش مشغول باشید و از سنگ انداختن جلو راه دیگران بپرهیزید که در دادگاه عدل الهی صف های رسیدگی به شکایت ها با شمار ستارگان آسمان برابری می کند.

به یقین تا نوبت به شما برسد هر دو عالم را مفت باخته اید.پس سربزیر و هوشیار باشید و چهار چشم دور و برتان را بپایید که گذرتان به این وادی نیافتد.در اهمیت و تاکید بر حواس جمعی نیز فرمود:دیشب بعد از سالها انتظار نوبت تظلم خواهی به شیطان رسیده بود که از دست چند تن آدمی بسیار شاکی بود و تقاضای رو سفیدی و انتقال به بهشت داشت!

ختم کلام اینکه خدا نیز از خلقت انسانهایی که خواب بر شیطان آشفته ساخته اند و زمین و زمان از دست آنها نالانند ؛انگشت حیرت به دندان گزیده و بیم آن می رود که به علت کثرت نافرمانی مخلوقاتش و جلوگیری از اطاله دادرسی پل صراط و محکمه ی عدل الهی را بی خیال شود و جملگی بندگانش را بدون سئوال راهی طبقات جهنم سازد.پس ای آدمیان :الحذر الحذر!