شنود های این روز های من!
*عجب کاریه!تو نیکی کن بنداز تو دجله سپس دست روی دست بزار که کی دجله می خواد جواب بده!
*این قدر قبح اعمال از بین رفته که یارو رک میگه:به هر نحوی شده می بایست میز و صندلیم را نگه دارم!
*جون تو جونش کنی طرف اصالت خانوادگی نداره!
*یا رب روا مدار که گدا معتبر شود!
*کو حیا،نه کوچکی نه بزرگی هیچی بارش نیست!
*ساده نباش،این روزهاپدر سوختگی حرف اول را می زنه!
* یه زمانی پر رویی هم حد و مرزی داشت !
+ نوشته شده در چهارشنبه ۱ تیر ۱۳۹۰ ساعت 1:42 توسط عليرضا
|
نویسنده ی این وبلاگ در بیهق متولد و کلو شد ,ولی هنوز مرحوم نشده. از همان ابتدا تا همین اواخر اسفند 2009 به جای پستونک با قلم بازی می کرد و