>grant god خدا کند
>god willingاگرخدا بخواهد
>would to godکاش،خدا می کرد
 >godless خدا نشناس،بی دین
>godly خدا شناس،دیندار
 >god like خدا پسندانه
  >there is something broodingتوطئه ای در کار است،چیزی در پس پرده است
>out of sightغایب از نظر،نا پیدا
>it does not serve our purposeبه درد ما نمی خورد،به کار ما نمی آید
>let us sayفرض کنیم
>have views upon somethingچشم طمع به چیزی داشتن
1382   سوپر من