برای تهیه گزارش راهی یکی از مدارس ابتدائی سطح شهر شدم.به همین منظور گزارش ذیل جهت استحضار خوانندگان محترم تنظیم گردیده است:در جلسه ای که مدیر آموزشگاه تشکیل داده بود علاوه بر من گزارشگر تعدادی از فرهیختگان فرهنگی نیز حضور داشتند.درد سرتون ندم که بعد از کلی برنامه ریزی و تایید و تایید صرف توسط زیر دستان ،وقتی به مساله چگونگی زدن زنگ رسیدند به پیشنهاد مدیر مدرسه  قرار شد با کوبیدن لگد به بدنه یکی از اتومبیل ها و فعال ساختن دزدگیر مطابق سال های قبل عمیلیات امداد ونجات آغاز شوداما اندکی بعد یکی از فرهنگیان ابراز داشت برای تکراری نبودن آژیر دزد گیر چه خوب است تعدادی لامپ مهتابی مستعمل را در سالن مدرسه ناگهانی بتر کانند تا ازصدای شکستن آنها به عنوان هشدار زلزله یاد شود.تقریبا اکثر معلمان با این پیشنهاد موافقت کردند و چون به عنوان گرفتن تایید به گزارشگر ماجرا نگریستند ،منم در عین ناباوری ،سمی بودن مواد فلورسنت و هم چنین مشکل خرده شیشه ها را مطرح نمودم و در یک چشم به هم زدن این پیشنهاد وتو شد و دوستان فرهنگی به من به عنوان یک صاحب نظر نگریستند و من هم از این نگاه ها و پیشنهادات ارزنده کف فرمودم.بعد از اندکی سکوت ظاهرا پیشنهادی در مخیله ی آن دیگر فرهنگی جرقه زد و با شوق گفت:مراسم آش خوری پارسال که یادتان هست!اون دیگ بزرگ آش را می گویم!!چه جوره که با انداختن آن دیگ بزرگ از ارتفاع و تولید صدای مهیب عملیات را آغاز نمائیم. تعدادی  سر به نشانه ی موافقت دوباره جنبانده شدو سپس دسته جمعی باز من نگریستند.برای جلو گیری از این پیشنهادات ارزنده وممانعت از نظرات پر بار دیگر به مدیر گفتم:چرا سر صف صبحگاه اعلام نمی کنید که فلان ساعت مانور زلزله است و با شنیدن همین زنگ معمولی عملیات را شروع در نهایت شگفتی از این همه خنگی دو باره و در یک چشم به زدن پیشنهادم تایید شد و بنده مردم از این همه فرهنگی کاری!سر ساعت عملیات با نواختن زنگ شروع شد و مدیر فرت فرت  به ضرب دوربین عکس ثبت می فرمودند و جهت ارسال به اداره ی متبوع آماده می شدند.وقتی حین عملیات در سالن مدرسه قدم بر می داشتم به جرات می توانم بگویم که شاهد بودم در هر کلاس چند ده نفری قط دو یا سه نفر محل امن داشتند و در صورت خدای ناکرده زلزله ی واقعی تلفات بسیار زیاد خواهد بود.میز های فرسوده،وجود پر تعداد شیشه های نازک در کلاس،کمدها و کتابخانه ی مستهلک و غیر استاندارد و از همه مهمتر نبود جان پناه مطمئن و حداقل امکانات ایمنی شمار تلفات را زیاد خواهد نمود.

در انتهای گزارش چند مورد را مطرح خواهم نمود که امیدوارم بشری پیدا شود که پاسخی برای آنها داشته باشد:

- حیرت آور است که چگونه کارشناسان امر با دیدن تصاویر دانش آموزان در حین عملیات کذایی ،هیچ واکنشی نشان که نمی دهند هیچ اقدام به صدور تقدیر نامه برای مجریان هم می نمایند!

- ایجاد فضای آرام و به دور ازتنش در زمان رویداد حوادث ،حداقل کاری است که متولیان امر باید نسبت به آن اقدام نمایند که ظاهرا عکس آن عمل می شود!

- روز بعد از وقوع  زلزله،بازماندگان و افکار  عمومی در مورد شمار تلفات چگونه قضاوت می نمایندکه این همه  کشته بعد از آن همه آموزش  و آمادگی چه توجیهی دارد!!