پیشنهاد به خدا
همین اولش عرض شود که دادن پیشنهاد از سوی یک بنده ی خاکی جسارت به ساحت باریتعالی تلقی نگردد بلکه این پیشنهاد،در حقیقت التماس مصرانه ای است تا پروردگار عالمیان را مصلحت چه شاید!
آی خدا!
از همون ازلی که امکان حیات برای جنس آدمی فراهم فرمودی بنا بر حکمت خویش که فقط خود می دانی و بس در روی زمین امراضی نیز یافت شد که با کثرت آدمیان این بیماریها هم گسترش یافت.حالا ما آدمیان خاک سرشت به چند و چون انواع این بیماریها کاری نداریم اما به جان پیامبران معظمت قسم ؛حالمان از این سرطان لعنتی که خوره ی جان بندگانت گشته ،بسیار گرفته است.همین اخیرا با مشاهده ی یک بنده ات که با چهار سر عائله تمام پشمش بر اثر شیمی درمانی ریخته بساط حالگیری برایمان بر پا شد.این بود که آمدیم منزل گفتیم خلوتی کنیم و راز و نیازی بلکه رحم و فرجی از سوی عالی ترین عالی مقام هاحاصل آید!
خداوندا!
اصلا به این کاری نداریم که وجود سرطان و انواعش عبرت،مصلحت،آزمون یا شایدم یاد آوری عظمت خلقت است اما در قیاس با اندک آدمیانی که پولادین اراده اند و به مبارزه علیه بیماریشان می پردازند در صد موفقیت بندگانت عملا صفر است.اینک بدین وسیله استدعا می شود چنانچه روا می دانید شّر این بیماری مهلک را از سر آفریده هایت کم بفرما چراکه حداقل به شهادت تاریخ مسیحی قریب 2011 سال است از آن در عذابیم.
خدا جان!
خودت بهتر میدانی که حتی دانشمندانمان هم در مقابل این بیماری کشنده هنگ کرده اند وعاجزند، پس عنایتی بفرما این مرض را از ماها بگیر.بزار بگم که این تقاضا نامه از سوی یکی از میلیارد ها بنده ای مطرح می شود که خودش هم نمی داند در آینده در لیست این بیماری رنج آور خواهد بود یا نه!؟اما تو که بزرگواری لطفا به فریاد مبتلایان سرطان مخصوصا اطفال برس که دیدن اوضاع و احوالشان دل هر بیننده ای را می آزرد.
رب العالمین!
شایدم هم روزی را مقدّر فرمودی که بندگانت با یک بار مراجعه به داروخانه و دریافت قرص سرطان خون،مغز،استخوان و.... یک هفته ای خوب خوب شدند و گذشته های ملال آور را به فراموشی سپردند اما یه زحمتی بکش همان روز را هم زودتر برسان که مردیم از بس می خواهیم بمیریم یا شاهد مردنائیم.
ای درد و ای درمان هم!
قول می دیم که بندگان نا شکری برایت نباشیم.
چشم به راه کرمت:یک آفریده از کره ی ارض.
نویسنده ی این وبلاگ در بیهق متولد و کلو شد ,ولی هنوز مرحوم نشده. از همان ابتدا تا همین اواخر اسفند 2009 به جای پستونک با قلم بازی می کرد و