سوغات زمخت
نزدیک به دو ماه پیش در کشور شیلی به علت ریزش دیواره ی معدن 33 معدنچی در حین استخراج طلا ونقره در عمق 700 متری زمین مدفون گردیدند.در حالیکه دو هفته کسی از وضعیت معدنچیان اطلاعی نداشت در عین ناباوری کند وکاوها خبر از زنده بودن تمام آنها داد.از این زمان به بعد نه تنها بستگان معدنچیان و مسئولین شیلی بلکه تا حدود زیادی کل جهان تحت تاثیر این ماجرا قرار گرفت.اخبار لحظه به لحظه ای که از وضعیت گرفتاران در اعماق زمین به جهان مخابره می شد موضوع را حساس تر نمود.رئیس جمهور شیلی نیز که چندی قبل به علت زلزله و سونامی در کشورش و دادن شماری تلفات و عدم توانایی لازم برای کنترل آن بحران زیر فشار افکار عمومی قرار داشت، این بار سنگ تمام گذاشت و با حضور پیوسته در کمپ امید-محل ریزش معدن- در صدد جبران مافات برآمد تا اینکه بالاخره امروز عملیات نجات با کمک کپسول نقاله ای ققنوس اجرایی شد.
معدنچیان در حین انتقال به سطح زمین و ضمن پیمودن مسافت هفتصد متری مجهز به کلاه،طناب های هوشمند و کفش های طبی هشدار دهنده می باشند تا در حین بالا آمدن از هر گونه فشار خون،حمله ی قلبی یا سکته ی مغزی مصون بمانند.
اما آنچه که در این ماجرا حائز اهمیت است اتفاق نظر جهانی در خصوص نجات جان این افراد می باشد.گویی تمام دنیا با کنار گذاردن اختلاف نظرها و تنوع سلایق به طور صادقانه امید به نجات آنها بسته اند.نجات دادن از عمق 700 متری خاک که از آن به عنوان معجزه یاد می شود؛ یاد آوراین مهم نیز هست که شاید جهان امروز بیش از گذشته نیازمند صلح،زندگی در آرامش و زیستن بدون درد سر می باشد.چه شایسته است که همه ی ما انسانها برای برقراری و پایداری روابط انسانی فارغ از رنگ،نژاد ،سیاست و... دست یکدیگر را به عنوان دوستی بفشاریم و از این عملیات شگفت انگیز به عنوان الگویی جهت دوست داشتن ،همدلی و همدردی سود بریم.هر چند که این آرزو به این زودیها شاید محق نگردد اما اگر بتواند حتی ذره ای انسانیت را در ذهن ها و وجدان ها بر انگیزد شاید اندکی در بالفعل ساختن درد های مشترک بنی آدم برای یکپارچگی اعضای عالم چاره ساز باشد.وقتی تلاش جهانی برای نجات جانها را می بینید و آن را با مصایب و فجایعی که هر روزه به سان آب خوردن هزاران جان را در زیر خاک مدفون می سازند،قیاس می نمائید؛بسیارحسرت می خورید که چرا شاهدجنگ های قبیله ای و نژادی،گسترش سلاح های پر خطر،عدم اهتمام به بیماریهای خطرناک مرسوم و هزاران بهانه ی دیگر برای به خاک سپردنها هستید.بیایید هر کی هستیم و در هر کجا به سر می بریم در راه اعتلای انسانیت و جان بخشیدن گام برداریم تا جان ستاندن های بی مورد و خود خواهانه.
حیفم آمد که از هدایایی که یک معدنچی نجات یافته ، با خود به سطح زمین آورده بود؛یادی نکنم.سوغاتی از سنگ که اگر چه زمخت ترین هدیه محسوب میشود اما نغزترین مفهوم را برای بشریت به ارمغان آورد:
امید به زندگی!
نویسنده ی این وبلاگ در بیهق متولد و کلو شد ,ولی هنوز مرحوم نشده. از همان ابتدا تا همین اواخر اسفند 2009 به جای پستونک با قلم بازی می کرد و