لعنت!
به دعوت تعدادی از یاران بابت شب نشینی عزم خانه یکی از دوستان هنرمند کردیم.شب بسیار سردی بود و برف زمین را پوشانده بود.آن دوستدار هنر با گذاشتن سی دی استاد شجریان ما را بر سر سفره شام مهمان نمود.در گرما گرم آواز استاد ،من باب مزاح دم زدم که استاد این گوشه ی آواز را خوب رعایت نکرد!یاران جملگی قاشق ها را را بر زمین گذاشتند و با گرفتن دست و پای اینجانب،گوسفند وار به بیرون منزل هدایتم نموده و بابت این اظهار نظر بی جا قریب 2 ساعت با شکم گرسنه در میان برودت هوابه ضجه و التماس پرداختم،تا گوشه ی راستگاه گپ و گفتگو را فرا گرفتم.
پ.ن:لعنت بر دهانی که بی موقع باز شود!
+ نوشته شده در دوشنبه ۵ مهر ۱۳۸۹ ساعت 8:0 توسط عليرضا
|
نویسنده ی این وبلاگ در بیهق متولد و کلو شد ,ولی هنوز مرحوم نشده. از همان ابتدا تا همین اواخر اسفند 2009 به جای پستونک با قلم بازی می کرد و