در فراق میت از دست رفته،جماعت صف کشیده و براو نماز همی خواندی.به ناگاه موبایل یکی از حضار به آهنگ و ویبره در آمد تواما. چون همراه وقت نشناس موزیک جاز می نواختی بدان حد که بیم شکل گرفتن قر بر  کمرحضار مستولی گشت و طفلکی صاحب موبایل هم  نه یارای خاموشی آن داشت و نه یارای شکستن نماز میت! به ناچار شیخ جماعت به ذکر ا... اکبر غلیظ به ملامت همی پرداخت و غر غر همی نمودی که:پدرت را صلوات ! سایلنت را برای همچی روزی بیافریدندی !مغزت کو،ای نابخرد!

این تمثیل زان سبب آمد که گر بر کل امکانات موبایلت فائق نیستی حداقل آهنگی برآن مترتب شد تا عرق آزرم برپیشانیت ننشیند!    

 

((بر گرفته ازکتاب آداب  همدل السیّار فی قرون الوسطی))