یکی از ظریف کاریهای صنعت روسیه ساخت موتور ایژ با دود زیاد،وزن سنگین و صدای مهیب ومنحصر بفرد است.وقتی مجبور شدم یک کیسه گونی نامه را با طی مسیر 2 ساعته  و در میان برف و بوران به مقصد برسانم

در میانه راه ،از آمدن پشیمان شدم.ضعف جسمانی ناشی از بیماری چند روز گذشته ،سوز و سرما و خلوتی جاده آزارم می داد.ناگهان موتور ایژ غول آسا سر خورد و بر رویم افتاد.چند بار سعی کردم موتور را جابه جا کنم ولی هر بار بیشتر در برف فرو می رفت.یکساعت به آن وضع بودم و فریاد رسی پیدا نشد.برف روی من و موتور را کامل پوشانده بود.در آخرین لحظاتی که داشتم از حال می رفتم بوی نا مطبوعی را احساس کردم و دیگر هیچ.

اینک بعد از سالها، وقتی به اثرجراحی پلاستیک پاهایم نگاه می کنم خدا و صنعت موتور سازی روسیه را دعا

 می نمایم که اگر حرارت اکزوز موتور با سوزاندن پاهایم ،بدنم را گرم نگه نمی داشت هرگز نمی توانستم دوران بازنشستگی را تجربه نمایم.