نامه رسان
یکی از ظریف کاریهای صنعت روسیه ساخت موتور ایژ با دود زیاد،وزن سنگین و صدای مهیب ومنحصر بفرد است.وقتی مجبور شدم یک کیسه گونی نامه را با طی مسیر 2 ساعته و در میان برف و بوران به مقصد برسانم
در میانه راه ،از آمدن پشیمان شدم.ضعف جسمانی ناشی از بیماری چند روز گذشته ،سوز و سرما و خلوتی جاده آزارم می داد.ناگهان موتور ایژ غول آسا سر خورد و بر رویم افتاد.چند بار سعی کردم موتور را جابه جا کنم ولی هر بار بیشتر در برف فرو می رفت.یکساعت به آن وضع بودم و فریاد رسی پیدا نشد.برف روی من و موتور را کامل پوشانده بود.در آخرین لحظاتی که داشتم از حال می رفتم بوی نا مطبوعی را احساس کردم و دیگر هیچ.
اینک بعد از سالها، وقتی به اثرجراحی پلاستیک پاهایم نگاه می کنم خدا و صنعت موتور سازی روسیه را دعا
می نمایم که اگر حرارت اکزوز موتور با سوزاندن پاهایم ،بدنم را گرم نگه نمی داشت هرگز نمی توانستم دوران بازنشستگی را تجربه نمایم.
نویسنده ی این وبلاگ در بیهق متولد و کلو شد ,ولی هنوز مرحوم نشده. از همان ابتدا تا همین اواخر اسفند 2009 به جای پستونک با قلم بازی می کرد و