وقتی ناملایمات روزگار برآن می داردت که جهت برقراری توازن بین دخل و خرج زندگی متوسل انواع و اقسام امامان گردی البته از نوع صندوق و تعاونی اعتبار و غیر ذالک ،با جنبه ی دیگراز خصوصیات آن بزرگواران بر می خوری که بی شک خوشایند هیچیک از دوستداران نیست.نشان به آن نشان که امام حسین(ع)البته صندوقش وام می دهد با بهره ی 25 در صد به بالا و اینکه چیزی نیست امام سجاد (ع)-تعاونی اعتباریش  وام سررسیدی 6 ماهه پرداخت می کند با بهره قریب به 30 درصد و از همه هولناک تر این که متاسفانه آن امام همام آخری که شرم داریم حتی در این وادی نام مبارکش را ببریم بیشترین بهره را از مردم اخذ می نماید ؛تحت عنوان تعاونی قرض الحسنه با انواع مسدودی های حساب و چک وسفته و ضامن.(وااسفا)

صحبت اینست که استفاده از نام و حتی یاد آن عالی جنابان مذهب در راستای امور مادی و بده بستانهای دنیوی نه تنها نا بخردی به حساب می آید بلکه یه جورایی گوشه اش در حیطه ی جرم و جفا  وحتی گناه باز است!آخرچگونه  می توان رابطه ای بین اسما الهی و ائمه اطهار با ترفندهای رنگارنگ اقتصادی متصور گشت ؛چه برسد به گند ها یا ورشکستگی های این بنگاههای اقتصادی که همیشه ی خدا ملت را هم متضرر می سازند.به هر حال اینچنین بنظر می رسد که برای جلوگیری از تداوم این افتضاحات و مانع شدن از همردیفی نام معصومین با وام،قرض،سفته و بهره ی هنگفت بایستی دولتمردان چاره ای اندیشندو با تحکم تمام مانع از فعالیتهای غیر خدایی در لوای به ظاهرالهی شوند.چه اشکالی دارد که شهرت این بنگاههای تجاری با نام گل و بلبل عجین گردد یا اسامی آنها برگرفته از نام دول مستکبر جهانی باشد تا با ذکر نام آنها یاد قرض و ضرر در اذهان متبادر شود.البته وجود این صندوقها و تعاونی ها بشدت لازم است که اگر نبودند آنها عمرا نمی شد به بانکیان محترم گوشزد نمود که بالای چشمشان ابرو هم هست.

این روزها ارباب رجوعان به بانکها سه دسته اند:متمول ها که می توان با از کمر خم شدن رئیس بانک برای آنها ؛آنان راشناخت.دسته ی دوم اهل مرخصی هستند که چون جیبشان از بضاعت خالیست نمی شود،نیست،نوچ و نداریم تنها جوابی است که از بانک دریافت می کنند و ناگفته نماند که دسته سومی هستند که به اهل ضمانت مشهورند و کارمندان و فرهنگیان دون پایه در این طیف جای می گیرند.اما در این راستا حساب بانکیان از همه جداست.این عزیزان که سرد .و گرم روزگار را مداوم با یاری چیلر و کولر می گذرانند ابدا نگران بالا و پایین رفتن قیمتها نیستند به نحویکه اگر خوچاری(بر وزن فشاری)از لحاظ دستشویی هم بر آنان مترتب گردد بلافاصله از چپ و راست اقسام وامهای کم  یا بی بهره با صفر های طویل برایشان تجویز می گردد که مباد آبی در دلشان موج خورد!!  

  این قشر کارمندان نازدانه که اغلب به یاری سفارش در بانکها جا خوش کرده اند اتفاقا کمترین تحصیلات  و در عوض بیشترین امکانات را در اختیار دارند به طوریکه با کوچکترین ابراز تمایل بهترین ویلا های شمال و مناطق زیبای کشور رزروشان می شود.به ندرت هم مریض می شوند و اگر هم بشوند پزشک مخصوص بر بالینشان حاضر می شود.مدل های ماشینشان هم همیشه ی خدا از تیپ 5 به بالاست و از عجایب روزگار اینکه سلسله ی خدمتشان هم در بانک موروثی است و می توانند آبا و اجداد و نبیره و نتیجه را هم به عنوان جایگزین خویش اسخدام نمایند. جالب توجه اینکه همین اهل بانک که از صبح تا شب سر وکار با مانی دارند و رفاه طول زندگیشان تضمین شده می باشد و از طرفی نهایت زحمتشان آتاری بازی با ماشین حساب(رایانه)می باشد ؛سایر صندوق ها و تعاونی های اعتباری را موی دماغ خویش فرض کرده و هراز گاهی با سیخ زدن،به اعتبار آنان خدشه وارد می کنند و بجا خواهد بود ذکر یک ضرب المثل چینی که می گوید:اتوی شلوار و صورت یک مستخدم بانک چندین کارمند از دیگر ادارات را می خره و آزاد می کنه!!!؟کاش یکی یافت می شد که طعم واقعی کارمندی را حالیشان می کرد!؟ زهی خیال باطل!