ملکه ی منزل
انگاری مادر و مهر و زحمت پیوند ناگسستنی دارند.وقتی که توی یک فضایی، شیرین کاری بچه باعث شکوفتن گل لبخند روی لبای مادر میشه هر آن کس که دلی در چنته داره از دیدن این صحنه احساس خوبی بهش دست میده که حال و وصفش رو فقط تجربه می تونه بیان کنه.
نمی دونم این چه مرضیه که هر وقت زمان پاسداشت روز مادر میرسه عوض شادی و نشاط ،رنج و غم تبلیغ میشه که مثلا نشانگر ارزش مقام زن باشه!نمایی که از زن ارائه میشه همیشه توی یک کادر بسته است و معمولا کلیشه ای و عذاب آوره .هر چند در این روزگار بیشتر آقایون در تماس فیزیکی برای حمل و نقل روزی برای خانواده می باشند اما کم نیستند شیر زنانی که از جان مایه می گذارند تا سر بلند بمانند.
آقای خونه وقتی فشار ناملایمات روش زیاد باشه بی خیال میشه؛میزنه بیرون با پدال گاز ماشین ور میره یا با تبر به نوازش درختان می پردازه تا بلکه عقده ی دل خالی کنه اما بینوا خانوم خونه علاوه بر فشار غیر مستقیم مشکلات باید بشینه منزل و با تماشای در ودیوار ،منتظر مردش بشه بلکه با چند کلام مهربانانه کمی از بار آقاشون رو کم کنه.
بازم جای شکرش باقیه که چند سالی است ادای بزرگداشت روز زن بر گزار میشه و شاید تا 50 سال آینده بتونیم عوض دیدن دستان پینه بسته و رنجور خانوما ،شاهد اقتدار و جایگاه واقعی زن باشیم. در ضمن یاد آوری اینکه لازمه بچه ها ی خانواده هم در این ایام خاص دست به دست هم بدند و هدیه ای در خور؛ تهیه و مادرشون رو به کل سوپرایز کنند.دادن گل،قلم و خودکار،تهیه جعبه ی شیرینی و صرف یکساعت وقت در مقایسه با عظمت ملکه ی خونه فقط می تونه دسر محسوب بشه!برید تو مایه ی ثبت نام کیش،حج،سوریه،یا حداقل یک روز کامل غلام حلقه به گوش مادربودن تا شاید بشه کمی رضایت خاطر ردیف کرد.
پیشنهاد میشه اگه پول کم دارین در حد توان هدایای کو چولو تهیه و در طول این روز ویژه و به تدریج خدمت مامانتون تقدیم بفرمائید و مطمئن باشید که جواب میده.فکرشو بکنین یک روز تمام با هدایای جورو اجورو متنوع! پس یالا بلند شین برید پی جنسای مونث خانواده و همگی برای درک بهتر اونا؛خانومی رفتار کنید تا خدای ناکرده فرداها مجبور نشید برای جبران نا کرده هاتون ؛زیر خاک،کنج خانه ی سالمندان و یا داد گاههای خانواده دنبالشون بگردین!!!!؟
پیشونی نوشت:حواست باشه که اگر یه جایی ،یه جوری،یه چیزی رو شکستیم اون چیز دل نازک مادرت نباشه!!
نویسنده ی این وبلاگ در بیهق متولد و کلو شد ,ولی هنوز مرحوم نشده. از همان ابتدا تا همین اواخر اسفند 2009 به جای پستونک با قلم بازی می کرد و