متممی دیگر بر نغمه ها
زمان کجاست
دارد زمانه مي بردش در ساحت
نظاره ي تاريخ هستي ام
مرزي که مي رود به آواي بازها
شايد ، شايد در اين تباهي ها ، در اين هميشه باقي ها
داستاني ناگفتني بوده است در خلوت
تمامي بيراهه هاي من
چه بيراهه رفتيم اي دوست تا افق
عاشقانه ي خويش
و تا اولين ، تا اولين حکايت باقي
باقي
باقي
**************
امشب تموم عاشقها
با ما می خونن یکصدا
میگن تویی عاشقترین عروس دنیا
دلمُ بردار و بِبَر
کوچه به کوچه، شهر به شهر
بگو که نذرِ چشماته
ای عروسِ دلبر
یه جفت چشم سیاه و یه حلقة طلایی
یه فرشِ یاس و الماس
دلی که شد فدایی
آره من مستِ مستم
با این عهدی که بستم
پیش اون آینة چشمات
وای نپرس از من کی هستم
[ای عروس مهتاب
ای مستی مِی ناب]
امشب با صد تا بوسه
دومادُ دریاب
[حالا که با تو هستم
دنیا رو می پرستم]
نگی که یه وقت نگفتم
عاشقت هستم
[تا کِی؟]
تا زنده هستم
[امشب شبِ ماست
سحر نداره
راستی و راستی این عروس رودست
نداره]
با این همه ستاره
کی دیگه خبر نداره
ماه شب چهارده امشب
پیش تو کم میاره
این سرنوشت زیبا
ببین چه کرده با ما
همگی بگین ماشاالله
مبارکه ایشاالله
[ای عروس مهتاب
ای مستی مِی ناب]
امشب با صد تا بوسه
دومادُ دریاب
[حالا که با تو هستم
دنیا رو می پرستم]
نگی که یه وقت نگفتم
عاشقت هستم
[تا کِی؟]
تا زنده هستم
امشب تموم عاشقها
با ما می خونن یکصدا
میگن تویی عاشقترین عروس دنیا
دلمُ بردار و بِبَر
کوچه به کوچه، شهر به شهر
بگو که نذرِ چشماته
ای عروسِ دلبر
یه جفت چشم سیاه و یه حلقة طلایی
یه فرشِ یاس و الماس
دلی که شد فدایی
آره من مستِ مستم
با این عهدی که بستم
پیش اون آینة چشمات
وای نپرس از من کی هستم
[ای عروس مهتاب
ای مستی مِی ناب]
امشب با صد تا بوسه
دومادُ دریاب
[حالا که با تو هستم
دنیا رو می پرستم]
نگی که یه وقت نگفتم
عاشقت هستم
[تا کِی؟]
تا زنده هستم
ستاره
[آي ستاره آي ستاره آي ستاره پشت پردة ابر تيره اي دوباره سرمه اي بكش بر دو چشم خود كه امشب شب نشيني لحظه هاي انتظاره] من كويري بي نشونم پر زخمم اگر چه خاموشم اون اسير خستة خسته كه سراپا هميشه آغوشم من كويري بي نشونم پر زخمم اگر چه خاموشم اي ستاره قبلة من باش كه زيارت شده فراموشم دامن بادُ گرفتم، اسم تو روي لبش بود از تو گفت و هُرم نفسهاش رو سر من دست نوازش بود تن من زخميه اينجا، واسه اين بزم شبونه رخت نور و نقره تنم كن، كاروان يك امشبُ مهمونه كاروان امشبُ مهمونه [آي ستاره آي ستاره آي ستاره پشت پردة ابر تيره اي دوباره سرمه اي بكش بر دو چشم خود كه امشب شب نشيني لحظه هاي انتظاره] از تو گفتن، از تو خوندن، واسه من مثل مناجاته گم شدن در بي نهايت، گفتة اون پير خراباته اگه باشي و نباشي، اسم تو اسم شب عشقه اي ستاره تا قيامت دل عاشق در طلب عشقه، در طلب عشقه، در طلب عشقه پس بزن امشب پردة ابرُ، مجمر نورم كن وقت ظهوره، جلوه گري كن، مست غرورم كن ناجي من باش امشب و هر شب، تاج سر من باش آزاد باش و ستارة آزادي من باش، آزادي من باش من كويري بي نشونم پر زخمم اگر چه خاموشم اون اسيرخستة خسته كه سراپا هميشه آغوشم من كويري بي نشونم پر زخمم اگر چه خاموشم اي ستاره قبلة من باش كه زيارت شده فراموشم [آي ستاره آي ستاره آي ستاره پشت پردة ابر تيره اي دوباره سرمه اي بكش بر دو چشم خود كه امشب شب نشيني لحظه هاي انتظاره آي ستاره آي ستاره آي ستاره پشت پردة ابر تيره اي دوباره سرمه اي بكش بر دو چشم خود كه امشب شب نشيني لحظه هاي انتظاره]
نویسنده ی این وبلاگ در بیهق متولد و کلو شد ,ولی هنوز مرحوم نشده. از همان ابتدا تا همین اواخر اسفند 2009 به جای پستونک با قلم بازی می کرد و