» رعنا              ترانه : دكتر ايرج رزمجو چه خبر از اون آدماي بي نشون
که نيمه ي شب ها واسه دلشون
توي کوچه هاي شهر مي خوندن
رعنا تو کجايي،رعنا چه بلايي
تو عالم مستي بغضو مي شکوندن و
قصه ي وفا رو مي خوندن
رعنا هاي هاي،رعنا آخ گل مايي،رعنا

تسکين دلم باش  ای یار!
تو كه توی دل من جا داری     
من آیینه بیدارم، تو سایه روشن این دیداری
حرفی بزن ای سنگ صبور،
که تیرگی رو ازم بر داری

حالا منم اينجا واسه دل تنگم
توي کوچه هاي شهر مي خونم
اين گوشه ي دنيا ياد تو هستم و
مثه شمع نيمه جون مي مونم
يا بار سفر را بردار
يا که بي تو بي نشون مي مونم

چه خبر از اون
چه خبر از اون آدماي بي نشون
که نيمه ي شب ها واسه دلشون
توي کوچه هاي شهر مي خوندن
رعنا تو کجايي،رعنا آخ سياهي
تو عالم مستي بغضو مي شکوندن و
قصه ي وفا رو مي خوندن
رعنا هاي هاي،رعنا آخ گل مايي،رعنا

من از تو جدا بودم
من بودم و ما بودم
که مونس دل تنهاي من
اشک شد،فغان شد
تو شباي مثه يلداي من
اي کاش خبري داشتي
اي کاش سخني داشتي
که مونس دل تنهاي من
اشک شد،فغان شد
تو شباي مثه يلداي من

کاشکي بي خبر يه روزي برام
جاده ها رو پشت سر مي ذاشتي
اُ غمو از دلم برمي داشتي

چه خبر از اون
چه خبر از اون آدماي بي نشون
که نيمه ي شب ها واسه دلشون
توي کوچه هاي شهر مي خوندن
رعنا تو کجايي،رعنا آخ چه بلايي
تو عالم مستي بغضو مي شکوندن
و قصه ي وفا رو مي خوندن
رعنا هاي هاي،رعنا آخ گل مايي،رعنا

***************************

» بگو بگو ایران         ترانه سرا: دكتر مصطفی رجبی تن سربی تو آیه بارون تن برفی من فصل زمستون
بگو بگو ایران خاک تن من
ای پیکر گلگون شده ما ای سورة افسون شده ما
بگو بگو ایران خاک تن من

تن سربی تو آیه بارون تن برفی من فصل زمستون
بگو بگو ایران خاک تن من
ای پیکر گلگون شده ما ای سرود افسون شده ما
بگو بگو ایران خاک تن من

ای ولایت من تو حکایت من تو نهایت من پی توسرمن درساغرمرگ
ای ولایت من غم تو غم من من وباور من به فدای تو گلباران تن من

چه خبر ز صبا کو زمزمه از هر یارودیاری دارد
تو بگو به صبا بوی وطنم با گل سر و کاری دارد
تو اگر نگری ساحت ایران صد لاله به دامان دارد
گل لاله ما در باغ زمان زمزمه از باران دارد

تن سربی تو آیه بارون تن برفی من فصل زمستون
بگو بگو ایران خاک تن من
ای پیکر گلگون شده ما ای سرود افسون شده ما
بگو بگو ایران خاک تن من

ای ولایت من تو حکایت من تو نهایت من پی توسرمن درساغرمرگ
ای ولایت من غم تو غم من من وباور من به فدای تو گلباران تن من

چه خبر ز صبا کو زمزمه از هر یارودیاری دارد
تو بگو به صبا بوی وطنم با گل سر و کاری دارد
تو اگر نگری ساحت ایران صد لاله به دامان دارد
گل لاله ما در باغ زمان زمزمه از باران دارد

تن سربی تو آیه بارون تن برفی من فصل زمستون
بگو بگو ایران خاک تن من
ای پیکر گلگون شده ما ای سرود افسون شده ما
بگو بگو ایران خاک تن من

تن سربی تو آیه بارون تن برفی من فصل زمستون
بگو بگو ایران خاک تن من
ای پیکر گلگون شده ما ای سرود افسون شده ما
بگو بگو ایران خاک تن من