مهندس نقل کرد:

چند سال پیش برای کاری عازم شهری شدم و در مسافرخانه ای سکنی گزیدم. یک رو برای قضای حاجت از اتاقم به داخل سالن آمدم و چون مسیر نزدیک بود به پیژامه بسنده کردم.اتاق را قفل و کلید آنرا در تنبان مبارک جا داده و راهی دستشویی گشتم.نتیجه کاملا روشن بود و هنوز اقدام به کاری نکرده صدای افتادن کلید بر سنگ مستراح میخکوبم کرد.حالا شما آقا الاغه رو بیاور و باقالی بار بزن!

نه لباس مناسبی داشتم و نه کلیدی.آنچه تقلا کردم دستیابی به کلید میسر نشد.متفکرانه و دل نگرون به آخرین راه یعنی مراجعه به خانم سر پرست مسافرخانه متوسل شدم.حضرت خانم که از دیدن ریخت و قیافه ام متعجب شده بود با دلخوری انبر دستی را که تقاضا کرده بودم در اختیارم گذاشت اما افسوس که از این وسیله نیز طرفی نبستم و چون کمپلت سرم به سنگ اصابت نمود و علاجی نداشتم تن به گفتن واقعیت دادم.

در معیت خانم مسئول به توالت مراجعت نموده و چون بنده خدا می خواست هر گونه شائبه ای را بر طرف نماید در همان ابتدای امر یه آفتابه آب در دستشویی خالی نمود و کلید اتاق را از سیفون به چاه منتقل نمود.سپس بعد از اندکی تلاش دستها را به علامت نا امیدی بالا گرفت!وقتی خانم امیدها را به کل نا امید فرمودند ؛در مقابل تقاضای کلید یدکی اتاق توسط بنده ابراز داشتند مگر شهر هرته!!می خواست مواظب کلید می بودی!!حالا باید به صاحب مسافرخانه تلفن بزنم و کسب تکلیف نمایم و زنگ زد.بعد از گفتن شرح ما وقعه آقایی از آن طرف خط و به مدد آیفون تلیف فرمودند :غلط کرده که کلید را گم کرده!بایستی خودش کور بشه کلید را از چاه در بیاره!

خلاصه طی فرایند پیچیده رایزنی با خانم مسئول ،ایشان دو باره با آقای مدیر هتل تماس و وساطت نمودند .مقرر شد که در صورت پرداخت مبلغ 20هزار تومان یعنی معادل یک شب کرایه ی اتاق از خطای اینجانب چشم پوشی نمایند .سر و پایم شد علامت سئوال که چرا چنین مبلغ هنگفتی طلب می نمائید!؟

ایادی هتل که پی به ذیق وقت بنده برده بودند بر باج خویش اصرار نمودند و به استناد مثل کبوتر را در گلوی چاه گرفتن دلیل آوردن که کلید مهم نبود بلکه جا کلیدی آن اعلا بوده و فلانها قیمت داشته است  و القصه جمیع نا مردا در مقابل زار زدن بنده بالاخره قائل به تخفیف مبلغ 10 هزار تومان شدند و 10 هزار چوب دیگر اخذ و کلید  را در اختیارم گذاشتند.

از آن زمان تاکنون به خاطر سوزش ناشی از ماجرا هر کلید کلیدی را بر گردن می افکنم و مانند چشمانم از آن نگهداری می کنم و در مقابل سئوال دوستان نیز ابراز می دارم :در این کلید ا اسراری نهفته است که فقط خود می دانم و بس!!