عین برق گذشت ظهور و یکسا لگی همدل!یادم می یاد پارسال که داشتم آمادگی استارت تشکیل

 

وبلاگ را می زدم حواشی گوناگونی در جریان بود.این که آیا این کار تدوام خواهد داشت یا خیر؟

 

آیا توانایی به روز بودن مقدور خواهد بود؟آیا کسری مطلب پیش نخواهد آمد و صدها اگر دیگر.اما

 

به حال با توکل به خدا و لطف و تشویق دوستان این کار عملی گردید.هر چند که آغاز همدلی با از

 

دست دادن یکی از بهترین همدلام آقای حسن زمانی مصادف گردید و دل و دماغ همدل را سوزاند

 

امابالاخره شروع کردم.شوک مرگ دوست چند روزی بر وبلاگ سایه افکنده بود و هنوز که

 

هنوزه آلام این فراق جانسوزهراز گاهی برای همدل دپرس به همراه می آورد به نحویکه مجا ل

 

قلم به دست گرفتن را ازم می گیرد.شوق اولیه باعث شد که در اوائل آپ به روز داشته باشم اما به

 

مرورتکرار و روز مرگی شامل حال سیاه مشق هایم گردید و ریپ زدن آغاز شد،به ناچار دست

 

به دامن اطلاعات متنوع دیگر شدم اما این کار هم دوامی نکرد و بعد از گذشت چندین ماه به روز

 

بودن زمان آن رسید که از دوستان عذر بخواهم و نوشته هام را با فاصله ارائه نمایم.عمده مطالب

 

همدل یک رگ و ریشه در واقعیات و اتفاقات روزانه داشته و دارد که در قالب گزارش،داستانک

 

و... با چاشنی طنزدر معرض چشمان قشنگتان قرار می گیرد.لازم به ذکره به جز مواردی معلوم

 

اکثر مطالب ساخته و پرداخته ی ذهن همدلتان است و نوع قلم زدنم هم تابع هیچ یک از

 

قواعد دستوری خاصی نیست مگر درو نیات خویشتن که بالطبع از این باب از همه ی شما

 

بزرگواران طلب بخشایش دارم.همدل خیلی سعی می کند در راستای افکار پریشانش از هر دری

 

سخنی براند ولی این امر محدودیت های خاص خود را دارد  که همدل هم گرفتارش است.راستی

 

تا یادم نرفته ذکری هم از آق غلامرضای از دست رفته داشته باشم که چه در زمان حیاتش و چه

 

حالا در فراقش جای لبخند هایش خیلی خالیست.عارض به حضورتان که از زمان مرگ آقا

 

 

غلامرضا تا هم اینک کلیه ی نوشته هام بر پشت اعلامیه های ترحیم آن خدا بیامرز ثبت می گردد

 

و سپس منتقل وبلاگ می شود.

 

خدا این عزیزان و تمامی در گذشتگان شما ها را بیامرزد. اگر حسش بود یه فاتحه برای تمام

 

رفتگان عنایت بفرمائید.آخه دنیا را چه دیدی شاید سال آینده خیلی هامون مجال همدلی نداشته باشیم

 

و چشم براه فاتحه ای باشیم که برامون بخوانند!!

 

یا حق