یکی از مسائلی که در جهان بر آن اتفاق همگانی وجود دارد رعایت حق و حقوق اطفال و کودکان است.بعبارتی هر جا از دنیا که خونی از دماغ کوچولویی بیاید

 

فوری واکنش ها و جبهه گیریها در حمایت از مظلومیت کودکان نمود پیدا می کند.بازم خدا پدر بشریت را بیامرزد که نیم نگاهی به این مورد هنوز در آستین دارد.

 

کودکان را به غنچه های زندگی توام با لطافت روح و پاکی فطرت تشبیه می سازند که راستی و صداقت و محیط پذیر بودنشان شهره ی آفاق است.این را داشته باشید

 

تا برگردیم.

 

فلسفه ی وجودی قربانی کردن اسماعیل توسط ابراهیم یکی از باورهای اساسی جهان اسلام است.دینی که در مورد هر جنبنده ای یا جماداتی نظری وافر و کامل دارد.

 

در اسلام به کرات چگونگی رفتار مهربانانه و رئوفانه با کودکان تاکید شده و حرف و حدیث های فراوانی هم از برخوردهای پیامبر گونه و امام گونه ذکر شده است.

 

نکته جالب اینکه در اسلام به یقین انجام خشونت با کودکان مورد انزجار قرار گرفته است.حال چنانچه ما خواسته یا نا خواسته کودکی با ضمیر سپید خدادادی را در

 

محیطی قرار دهیم که خشونت ،سبوئیت و خون و خونریزی را به او القا نماید آیا به خطا نرفته ایم؟آیا بر خلاف مصالح آسمانی و تعلیمات مذهبی خویش عمل

 

ننموده ایم؟متصور شوید که در خانه ی دوم یک کودک یعنی مدرسه به بهانه ی عید قربان و نمایش عظمت قدسی چنین روزی،در یک تئاتر ؛یکی از دانش آموزان

 

بازیگر نقش گوسفند و آن دیگری ایفاگر نقش ابراهیم خلیل ا... باشد.البته تا اینجا هیچ مشکلی مطرح نمی شود ولی زمانیکه دانش آموزی که نقش حضرت ابراهیم را

 

دارد با یک چاقوی واقعی به سمت دانش آموز گوسفند می رود و گردن او را می پیچاند و کارد را بر گلوی او می نهد(البته از طرف کند آن)و مابقی دانش آموزان

 

از فرط هیجانی شدن دست هورا می کشند و مربیان محترم هم ضمن کف زدن ؛فیلم این به اصطلاح تئاتر خشونت نما را می گیرند تا جهت سلسله مراتب به اداره ی

 

 متبوع ارسال نمایند ،آیا با این تئاترما خشونت را ترویج نکرده ایم.آیا آن دانش آموز چاقو به دست وقتی مورد تشویق حضار قرار می گیرد ضمیر صافش خدشه دار

 

 نمی شود؟ اصولا دیدن صحنه های خون بارش به نوعی آزردگی روحی برای اطفال به ارمغان نمی آورد؟آیا دیدن عکس شهیدی با سر متلاشی شده آن هم بر روی  

 

تابلوی اعلانات مدرسه می تواند بی تاثیر باشد.آیا آشنایی با فرهنگ شهادت و ایثار گری می تواند برای همه ی سنین و به صورت یکنواخت انجام گیرد یا اینکه

 

این آموزش می تواند متناسب با استعدادها و طی مراحل گوناگون صورت پذیرد؟مگر وظیفه ی یک معلم این نیست که به دانش آموز یاد دهد تا حد ممکن از ستیز

 

و خشونت طفره رود؟مگر یک معلم نباید توضیح دهد که یک شهید برای دفاع از میهن و ارزشهای خود و برقراری صلح و آرامش در کشورش جان به جان آفرین

 

بخشیده است؟نباید فراموش شود که دیدن عکس ها ،نمایش ها و حتی ایفای نقش ها سن و محدودیت خود را دارد و همان طور که بارها دیده یا شنیده ایم در دیدن

 

بعضی فیلم ها محدودیت سنی قائل می شوند تا خبطی صورت نپذیرد.بنابراین دیدن صحنه های خشونت آمیز نه تنها ناخوشایند دلهای بکر است بلکه بازیگری در این

 

نقش ها می تواند زخم های جبران ناپذیری را بر روح نو نهالان وارد سازد.واقعا که جای یک مشاور ،کار شناس یا حتی تذکر خشک خالی در آموزش و پرورش

 

خالیست! ظریفی می گفت:بروپدر آمرز،بیشتر اوقات متاسفانه بابت این گونه فعالیتها از اون بالا بالاها برای متصدیان امر تشویق نامه هم صادر می شود!!!!

 

 ازفرهنگیان محترم تقاضامندیم کمی در این باب تامل بیشتری نمایند و اگر دقت لازم را هم دارند دستشان درد نکند.