کار را سخت نگیرید!
نمی خواد زیاد به حافظه ی تاریخی مغزتان فشار آورید ،همین چند سال پیش بود که یه بنده خدایی اعلام کرد عقب جلو کردن ساعتها هیچ گونه تفاوتی نمی کنه
و پشت سرش بود که نظرات کارشناسانه چپ و راست وزیدن گرفت که ای آقا مگه میشه اتلاف انرژی میشه،فلان ساعت خسارت وارد میشه ،زمین و زمان با هم مچ
نمی شند ،اصل فاجعه راه می افته اما با همه ی این حرفا ساعتها که از جاشون تکون نخوردند ؛نه مملکت زیر و زبر شد،نه آسمون به زمین آمد و خلاصه آب از آب
تکون نخورد ،اونوقت این سئوال در مغزا جرقه زد که ای بابا چرا این همه مدت خودمون را اذیت می کردیم و عقب و جلو می شدیم. در عین نا باوری ساعتها که تکون
نخورد خیلی چیزای دیگه که فکر می کردیم هم تکون نخورد.حال بماند که چرا دوباره داریم عقب جلو می شیم بدون آنکه فرقی بکنه!!الغرض بابت پیشنهاد همین چند تا
وزارتخانه ای که بی صاحب دارند چند ماهیه اداره می شند مگه چه شونه!؟ماشاا..مثل قدیما آدماش سر موقع میرند سرکار و سر موقع هم بر می گردن و البته که
مشتریاشم پا برجان.جالب اینکه با این همه گستردگی که دارند و با اینکه ساربون هم ندارند عجیب دارند اداره می شند . پس بیاییم برای یک مرتبه هم که شده اصلا
براشون وزیر تعیین نکنیم و خدا وکیلی ببینیم اصلا در اموراتشان فرقی هم می کنه. آخه اگه واقعا یک وزارتخانه ی بی صاحابی خودش مردونه هی داره می چرخونه و
همه رو هم می چرخونه چه نیازی داره که براش کلی هزینه کنیم و دنبال صاحاب بگردیم.بالاخره یکی هست که داره می چرخونه و خدا هم پدرشو بیامرزه که عجب
می چرخونه و تازه بهش دست مریزاد هم باید گفت که با با کارو لنگ نمی ذاره.همین چند روز پیش که با یکی از کارمندای همین وزارتخانه های بی صاحاب ابراز
همدردی می کردیم و سعی می کردیم بابت سردر گمی امورات دلداریش بدیم ؛فرمودند:مگه ما هنوز وزیر نداریم!؟و چون شوکه شدن مارا دید ادامه داد که براش اصلا
این روزای بی صاحبی با روزای صاحب داربودن توفیری نداره و اون مثل یه بچه ی حرف شنو میره و میاد و به هیچکی هم کاری نداره!!
یادتونه فکر می کردیم که وقتی سازمان مدیریت و برنامه ریزی را منحل کنند همه چیز مختل می شه اما مردونه فرقی کرده!؟عمرا اگه نبودش را این روزا احساس
کنید ،یا یادی ازش بکنید؛انگاری که اصلا از اول اضاف آفریده شده بود.
نتیجه اینکه بیایید همه مون کارا زیاد سخت نگیریم نمیشه،نمی تونه ،ممکن نیست را بذاریم کنار .آخه خیلی از کارا ذاتا خودشون ردیفند مگه مجبوریم خودمون را
ملزم به دستمال بستن به دندونی کنیم که درد نمی کنه!!!؟؟؟!!!؟؟؟
نویسنده ی این وبلاگ در بیهق متولد و کلو شد ,ولی هنوز مرحوم نشده. از همان ابتدا تا همین اواخر اسفند 2009 به جای پستونک با قلم بازی می کرد و