گفتمان یک مالیاتی
همچی به نظر می یاد که این عابر بانکهای جدید رابطه بازی هم سرشون نیست و اگر هم در دادن اقساط شل بندازی با سوزوندن کارهای اعتباری،کارت سوخت
و کارت سلامت و ... از زندگی ساقطت می کنند.در عین حال مردم ازشون راضی اند آخه از خیلی ها زبون فهم ترند. هنوز داشتم در مخیله ام دوران طلایی
چهارم رو ترسیم می کردم که یکدفعه متوجه شدم دارن اسمم رو می خونند و نوبتم شده.با دفترچه قسط به پشت پیش خوان که رسیدم دیدم جلو کارمنده یک وسیله ی
چوبی گذاشتند که روش نوشته چرتکه ی حسابداری !کارمندا خیلی از کارش تعریف می کردند ,می گفتندکار با این چرتکه از حساب کتاب روی کاغذ و شمارش
با دست خیلی بهتره.داشتم با خودم فکر می کردم میشه این چرتکه ها را جمع کرد و عوضش یک دستگاه کوچک ماشین حساب بیارند و ...
+ نوشته شده در شنبه ۹ آبان ۱۳۸۸ ساعت 23:4 توسط عليرضا
|
نویسنده ی این وبلاگ در بیهق متولد و کلو شد ,ولی هنوز مرحوم نشده. از همان ابتدا تا همین اواخر اسفند 2009 به جای پستونک با قلم بازی می کرد و