مکان: اصلی ترین چهار راه شهر زمان: کله ی ظهر و اوج شلوغی

یه دفعه یه حفره ی بزرگ تو زمین پیدا می شه و جوانکی موتور سوار به قعر چاه سقوط و جلو چشم صدها نفر نا پدید می گردد .

مکان: همان شهر زمان: دو روز قبل

بزرگترین همایش پیاده روی ایران تو همون شهر رکورد می زنه،اونم تو اجرای زنده ی تلویزیونی.اگر آن چاه دهشتناک اون روز دهان باز می کرد...

مکان: بازم همان شهر زمان: فردای روز واقعه

قرار بود به مناسبت مراسم مذهبی هیئت های عزا داری از همون محل بگذرند و باز اگر آن حفره ی لعنتی نا بهنگام ساز مرگ می نواخت...

روز همایش بزرگ پیاده روی مسئولین شهر سبیل در سبیل بروی سن رفتند و از دیرینه های پایدار شهرستان ،از امکانات بالقوه و بالفعل گفتند،توانمندیهایشان

را به رخ همه کشیدند و ملت هم برایشان سوت و کف زدند و البته هیچ کس از درد ها و کاستیها و آلام شهر سخن بر زبان نراند!

صحبت اینه که بازم صورت مساله را ردیف نشون دادیم در حالیکه موضوع چیز دیگری است . به اعتراف اکثر کارشناسان ،شهر به علت نداشتن زیر سازی

مناسب هر لحظه در خطر نشست قرار دارد و ما هر بار عوض علاج قطعی فقط با ظاهر سازی مشکل را توجیه و ماست مالی می کنیم و واقعیت را

زیر پا می گذاریم.

روزی چند بار خبر فرو نشستن مسیر مترو،دهان باز کردن گودال فاضلاب ،ریزش یک ساختمان و تلفات دقیقه ای تصادفات را می شنویم بدون آنکه به طور جدی

در صدد رفع آن برآییم.شاید دلیلش این باشد که زیر سازی امور چون عملیات زیر زمینی است و نمود ندارد پس نمی تواند برایمان تقدیر ،خود نمایی یا فرصت

عرض اندام نزد بالا دستها به ارمغان آورد بنابراین باید بی خیالش شویم. ای کاش یک صدم سخنرانی هایمان را به عمل اختصاص می دادیم و به این سادگی

چوب حراج به زندگی و سلامت انسانها نمی زدیم. خانه بر روی آب می سازیم و دم از جاودانگی می زنیم غافل از اینکه چون فرصت برود پیک اجل در

وظیفه اش تردید نمی کند و و آن گاه لخت و عور و یکه و تنها نزد دادار روزگار می بایست جوابگوی کرده ها و نا کرده هایمان باشیم.

و خداوند مجال خود نمایی ،تعریف و تمجید و چاپلوسی به کسی نمی دهد ؛می دانید چرا؟آخر به درازای عمری که به شما داده ناظر حرکات،سکنات و گفتارتان

بوده و هرکس مسئولیتش بیشتر،استنطاقش بیشتر خواهد بود. پس تا فرصت هست: به خود آیید!!