چند روز پیش قرار بود یکی از بزرگان و رؤسای تربیت بدنی بیان یه جایی که برنامه بود...

ما هم برای تهیه خبر باید می رفتیم...خدا رو شکر من توی دفتر خیلی کار داشتم و نتونستم برم اما دوستانِ خبرنگاری که حضور داشتن می گفتن که حتی یک لیوان آب هم به کسی داده نشده.

..تازه قرار بود مراسم ساعت 10 شروع بشه که ساعتِ 1 آقای مدیرِ کل تشریف آوردن...

اما بعد از ترخیصِ خبرنگارها رفتن پشته درهای بسته و هِی ظرفهای پر بردن و ظرفهای خالی آوردن!!!

فکرشو بکن...

خوب شد من اون روز اغفال نشدم و به آبدوغ خیارِ مامانم قانع شدم!!!


((نوشته ی همسفر در وبلاگ دقیقه های بی تو))