مرد بعد از تعطیلی کارگاه و گرفتن دستمزد خود سعی داشت با جیب پر پول روال هر ساله ی جشن تولد حضرت علی)ع(

 

خود را زودتر به خانواده اش برساند. ظهر بود و هوا بسیار گرم. ماشین پژویی جلو پای مرد ترمز کرد و راننده پرسید:

 

پدر جان آدرس یه هتلی رو که نزدیک باشه بمن می دی؟ مرد جواب داد: صد متر جلوتر می پیچی سمت راست... راننده گفت: اگه مسیرته بشین برسونمت،هوا گرمه

 

مرد با تعلل نشست. صندلی عقب پر از البسه بود. راننده گفت: حقیقت جنس ها را از صبح فروختم و همین تعداد باقی مونده،گفتم استراحتی بکنم تا عصر حراجشون کنم

 

،راستی اگه می خوای از جنس ها بردار . عید مولا علی است خوبه دست خالی نری خونه! مرد پولهایش را از روی لباس لمس کرد و نیم نگاهی هم به لباس ها انداخت

 

خوب اینا چه قیمتی هستند؟مرد پرسید. راننده جواب داد قیمت اینا اندازه ی شیرینی است که در این روز عزیز می خوای مهمون ما بشی! مرد لبخندی زد و گفت: حقیقت

 

می خوام خرید کنم ولی تخفیف می خوام. راننده فوری کنار خیابون نگه داشت وضمن به هم زدن اجناس 5 تیکه لباس زنانه و مردونه جدا کرد و به مرد داد. مرد که

 

شوکه شده بود گفت: نه آقا من این قدر جنس نمی خوام،در ثانی قیمتش چنده؟راننده گفت: آقا قسمت بر این بود که ما هم رو در این روز عید بزرگ ببینیم و من شما رو

 

مهمون کنم. مرد که هنوز با تردید به راننده نگاه می کرد از جنس لباس ها پرسید. راننده با کمی آزردگی کاپشنی را در آورد و بدون درنگ فندک را زیر آن گرفت .

 

حیرت آور اینکه کاپشن نسوخت. مرد اجناس را گرفت و تمام سه روز دستمزدش را به راننده داد. اما راننده قبول نمی کرد و کم کم ماشین رو براه انداخت.

 

مرد به ناچار قسم خورد که اگر پول را نپذیرد جنس ها را نمی برد. راننده با مکثی پول ها را گرفت و بدون آنکه بشمرد گفت: هم جنس و هم عید مبارک باشد!

 

مرد در حالیکه از خوشحالی با دمش گردو می شکست وارد خانه شد.

 

جنس ها را که باز کردند ،همه زدگی داشت و بنجول بود. فقط کاپشن سالم بود که آن را هم وقتی امتحان نسوز بودنش کردند سوراخ شد.

 

همگی مات و مبهوت اتفاق بودند. عید حضرت علی)ع( ،پریدن پول ها و تردستی شیادی که گریخت.

 

فکر می کنی می بینی این علی چه مظلومیتی داشت و چه افرادی که از این مظلومیت سو استفاده نمی کنند!؟

 

علی  در گذشت و مظلومیت از او باقی ماند. اما آیا این مظلومیت می تواند دستاویزی برای دوشاندن دیگران و یا حتی دوشیده شدنمان توسط آنها باشد!!؟