زنگ زد. گفت: حسش هست یک دوری بزنیم؟

 

پرسیدم: تنهایی؟ گفت: آره.

 

از پله ها که پایین رفتم دیدم عیالش در ماشین نشسته،با تعجب پرسیدم،گفتی تنهایی!؟

 

گفت: آره . خودمم!کسی دیگه ای نیست!؟