پند استاد
روزی قلی اراده راست کرد ادامه ی تحصیل دهد. پس رفت نزد استاد راهنما تا مستفیض بیانات ایشان شود.
استاد سرد و گرم کشیده ی روزگار فرمودند: چنانچه در پی درسی تا مناصب گوناگون یابی سخت در اشتباهی.
گذشته از آن هر چه در این ره اسکن افشانی نمایی تا آخر عمر هم پال پال نمایی به آنچه بر باد داده ای دست نخواهی یافت.
اما راه عاقلانه تری نیز تراست و آن اینکه سقز جانانه ی نماینده ای یا پیله ی کاندیدای عالی رتبه ای گشتندی و از ته دل برای وی جانفشانی کردندی و
به نا گه راه هزار ساله به شبی پیمودندی.
قلی پرسید : پس تکلیف حمیت و انسانیت چه بود!؟ استاد فرمودند: حمیت و انسانیت تناژی چند؟ مدرک تحصیلی را به سر کوزه سپردندی و آبش تناول کردندی!
چنانچه آدم نشدندی و بر تحصیل اصرار داشتندی حالا حالا ها می بایست کشک سابندی تا آدم شوندی!
اما اینک قلی ما خدم و حشم فراوان گرد آورندی و اسکناس بیشمار بریز و بپاش کردندی و بسیار خرسندی که فارغ از هر گونه زحمت
گرد تحصیل علم خط قرمز کشیدندی!
نویسنده ی این وبلاگ در بیهق متولد و کلو شد ,ولی هنوز مرحوم نشده. از همان ابتدا تا همین اواخر اسفند 2009 به جای پستونک با قلم بازی می کرد و