no ،نه ،لا
یک ساعت تو صف نانوایی واستادی تا 6 تا نون بگیری . نونا را می گیری میای خونه می بینی سه تا نون فتیر یا سوخته وسط نونا جا زدن و تو بارت بستن!
دو ماه قبل از شهردار محترم وقت یک مصاحبه گرفتی. سر موقعش می رسه می ری گزارش بگیری میگن: شهردار یه نوک پا رفته ایتالیا برای سمینار.
میگی: کی بر می گرده؟ میگن چون با زن و بچه هاش رفته یکماهی طول می کشه! موندی جواب سردبیر و بر و بچ روز نامه را چی بدی!؟
همین که یه لحظه حواست نیست فروشنده ناتو عوض جنس درخواستیت یه جنس بنجول رو تو یک نایلون مشکی می پیچه و تحویلت می ده. تو هم از سر گورت
بی خبر وقتی می فهمی که رسیدی خونه و کار از کار گذشته!
را حل: بهترین راه حل که خیلی خیلی خیلی سخته اینه که در این لحظات بگی نه. هر چند که به علت کمرویی گفتن نه جز دشواری ها است ولی باور کن
اگر فقط یکبار نه رو بر زبان بیاری برات خیلی آسون می شه. اصلاً پیشنهاد ما اینست که در هنگام این چالش ها وقتی می بینی که طرفت در عین پر رویی
تقاضایش را می گوید تو هم این حق را برای خودت محفوظ بدار که جواب این پر رویی را با پر رویی نه گفتن بدهی.
خدا پدر پدر پدرم را بیامرزد که تکیه کلامش همیشه اینه: هر چی بر سرش نونه راحت جونه!؟مثل ندارم،نمی دم،نمی خوام و...
اگر از این فرمول تابعیت نکنی دائم باید با گرگ های جامعه در ستیز باشی که البته گذشته از اینکه به حقت برسی یا نرسی این کشمکش ها نای زندگی را
ازت می گیره و به جز کله ی طاس و بی مو عایدی نخواهی داشت.
چه خوب می شد اگر هر کدوممان آدم می شدیم!!!؟
همدل-3/5 شب یا خروس خوان صبح
نویسنده ی این وبلاگ در بیهق متولد و کلو شد ,ولی هنوز مرحوم نشده. از همان ابتدا تا همین اواخر اسفند 2009 به جای پستونک با قلم بازی می کرد و