ما را بخندانید!
موتوری از لای ماشین ها لایی می کشد اعتراض می کنی خیابونو می بنده قداره بدست طرفت میاد با نوک چاقو روی کاپوت ماشین می نویسه:
دلم می خواد.هچ جنبده ای را یارای اعتراض نیست. می خندد و می رود. البته خدا به همراهش!
ببرند،ببازند، فرقی نمی کنه،خدا به داد اتوبوس های شرکت واحد برسه!
دو راننده برای ورود زودتر به جایگاه پمپ بنزین با زنجیر و کمر بند به جان هم می افتند!
خریدار: این از قبل ترک داشته. فروشنده: قبول نمی کنم. می خواست چشماتو باز کنی بعد بخری! فحاشی و ...
متاسفانه این صحنه های نا متعارف اینک دارد آشنای چشمان گرد شده ی ما می شود. خنده و خنده درمانی می تواند تا حدودی کاهش دهند ی احساسات سرکش و
ظغیانگر ما باشد بنابراین کمدین های عزیز می دانیم که بیشتر اوقات با چشم گریان کار طنز می کنید و گرفتار پیچ و خم ضوابط اداری هستید،سناریوی خوب
گیرتان نمی آید،جلب موافقت مسئولین خسته تان کرده و کلاً استعدادها ته کشیده ولی شما مسئو لید! ؟
آقایون مدیری،فخیم زاده،کاردان، تبریزی،حیایی،شفیعی جم،رضویان و ... شما همگی مسئو لیت عظیمی به دوش دارید.
در این دوران مردم خوب ما خسته اند،دل شکسته اند و سالهاست که از ته دل نخندیده اند لطف کنید هر آنچه در توان دارید عیان سازید که ملت شدیداً نیازمند لبخندند.
چند ثانیه لبخند می تونه خیلی از ناهنجاریها را تعدیل و تصمیم گیری ها را صحیح تر سازد.
خواهش می کنیم ما را بخندانید. به هر قیمتی شده اخم وکدورت را از صورت هایمان بزدائید.
هنرمندان عزیز شما مسئولید. شما مسئول به در کردن خستگی ها از تن های رنجورمان هستید!؟
هنرتان و تبسم را از ما دریغ نکنید!
))همدل((
نویسنده ی این وبلاگ در بیهق متولد و کلو شد ,ولی هنوز مرحوم نشده. از همان ابتدا تا همین اواخر اسفند 2009 به جای پستونک با قلم بازی می کرد و