به امیدعبرت

رویت تصاویر اینترنتی و گزارشهای خبری گوناگون از مراسم اعدام مجرمی که چندی پیش مرتکب اعمال شنیع درایام خاص مذهبی گردیده واستقبال باور نکردنی تماشاگران در محل اجرای حکم واقع در استادیوم چمن بخوبی بیانگر این امر است که باورهای مذهبی و احساسات دینی مردم شهر حسابی جریحه دار شده که این چنین خیل عظیمی در برودت هوا ،ساعت ها بر روی سکوی تماشاگران به انتظار اجرای حکم می نشینند.

هم چنین خبرمی رسد که تعداد زیادی ازمراجعه کنندگان نیزدرست شبیهه به آنچه درجریان یک مسابقه ورزشی روی می دهدبه علت ازدحام زیاد یا ازدیدن مراسم محروم یا برای تماشا ازدیوارهای ورزشگاه بالا رفته اند،ترافیک محل مورد بحث هم که جای خود را داشته است!

به هر حال کسی که به حق دیگران تعدی نماید و باعث شکستن هنجارهای جامعه شود به یقین درمقابل قانون قرار خواهد گرفت و مجازات خواهد شد و به نوعی این عقوبت شدن سبب تسکین دل ستمدیده و استحقاق حق مظلوم خواهد شد.منظور از اجرای مجازات در ملا عام علاوه بر تادیب فرد خاطی،عبرت گرفتن سایرین می باشد تا ضمن محتاطانه  گام برداشتن افراد؛ خیالهای خام بعضی ها هم از سرشان به در شود.این امر عرف و قانون پذیرفته شده ی مملکت ماست ودرساده ترین نوع تفهیم همان جریان خربزه خوردن و پای لرزش ایستادن است پس در آن بحثی نیست اما در حاشیه می توان یاد آور شد که اگر قرار باشد شرکت کنندگان در مراسم فقط به قصد تفریح و تماشا حضور داشته باشند یا افرادکم سن و سالی به نظاره بایستند حتما قبح مجازات شکسته و روحیه ی آن افراد خرد سال نیز دچار چالش خواهد شد.بنابراین پیشنهاد می شود مسئولین امر با در پیش گرفتن مدیریت خاص ازورود کودکان یا افراد به اصطلاح بیکارخوش گذران به این گونـــه مراسم جلوگیری نمایند چرا که حرکات و سکنات بعضی از این افراد مثل شکستن تخمه،شوخی های ناجور و گفتار ناروا قبل و حین مراسم از جنبه ی تحذیر و تادیـب اجرای حکم می کاهد.شایدکه قصاص مجرم در حضـور سایر مجرمان و بزهکاران والبته اولیای دم و اطلاع رسانی جامع و کامل عبرت آموزتر باشد.

به هر روی امید آن می رود که این آخرین تقاصی باشد که یک مجرم درقبال اعمال ناشایست دریافت می داردو از خدای متعال خواهانیم که دلها را به پاکی بیاراید تا وسوسه های شیطانی بی نتیجه بمانندوهر کسی پلیس خود باشد.

پی نوشت:با توضیح اینکه دیدن این تصاویر به کسی توصیه نمی شود اما صرفا برای عبرت بیشتر و حضور قابل تامل و عجیب تماشاگران می توانید به وبلاگ(تاوپلج) به آدرس ذیل مراجعه فرمایید که اگر نفرمایید بهتر است!

 {موجود در لینک های وبلاگ همدل}http://tovpelej.blogfa.com     

حکیمانه

این روزا که گرانی بیداد می کنه وکاملا از کنترل خارج شده کتمان کردنش آب در هاوان کوفتن است و باید به فکر چاره ای مردانه بود که به واقع  داردپدر یکی یکی جماعت را در می آورد.دراین این اضاع واحوال چنانچه نان آور خانواده مشکلاتی چون فرزند دانشجو ،بیماری یا فرزند دم بخت  نداشته باشد خیلی بعید به نظر می رسد که در آمدش کفاف ده روز ابتدایی هر ماه را بدهد و در صورت داشتن گزینه های مورد ذکر هم عملا بسیار بسیار با معضلات زیر خط فقری دست به گریبان خواهد بود.

اما آنچه این روزا باز هم نمی شود پنهانش نمود رفاه و ثروتی است که طیف هایی از اجتماع از آن برخوردارند . اینکه از کجا آورده اند و چرا اصلا تعادلی در بضاعت خانوارها برقرارنمی باشد مراد گفتمان ما نیست،آنچه می خواهیم به آن بپردازیم اینست که دو قشری شدن جامعه چه پیامدهایی در پی خواهد داشت و آیانتایج این اختلاف طبقاتی موجه است یا خیر؟

جوانکی را در نظر بگیرید که شاهد است خانم مهندسی با میلیونها تومان چک پول از بانک خارج می شود در حالیکه او در اعاده ی اقساط وام ازدواجش وامانده است!بازنشسته ای را در نظر آورید که برای دریافت حقوقش 45 دقیقه است که در صف ایستاده و درست آن طرف پیشخوان رئیس بانک فنجان چای و شیرینی را با طنازی به پسرک کم سن و سال اما مایه دار تعارف میکند!پدری را مد نظر بگیرد که چون از پس هزینه ی بستری فرزندش در بیمارستان بر نیامده یواشکی سر بر کاپوت ماشین شاسی بلند دکتری میگذارد و سخت می گرید که چه کنم!؟ دختری را به یاد آرید که مجبور است در اولین مشق گدایی ور دست مادرش چه تجربیات ناخوشایندی راتجربه نماید!شاگرد اول دبیرستانی را یاد نمایید که به علت ضعف مالی بایستی خدمتگزار یکی از فروشگهای شاگرد تنبل کلاسشان باشد!سرباز دلداده ای را در نظر بگیرید که بعد از اتمام خدمت خود را به زمین و زمان می زند تا بلکه کار درخوری به دست آورد تا دختر مورد علاقه اش عروس نشود!رفتگر شریف یا مامور پمپ بنزینی را در نظر بگیرید که با مدرک عالی بایستی  جارو کش در خانه  یا پر کننده ی باک ماشین این و اون باشد و نگاه های ترحم انگیز را نادید بگیرد و..

ناگزیریم باز هم یاد آور شویم که چرایی موضع به ما ارتباط ندارد زیرا نه سر پیازیم و نه ته پیاز،اما آنچه را جایز به تذکر آنیم اینست که وجود این اختلاف های درآمدی نتایج ناخوشایندی را متوجه جامعه و تک تک افراد اجتماع خواهد کرد.ازآن سبب که ما هم در همین جامعه به زندگی مشغولیم دیدن تنش ها ،نا هنجاریها و هنجار شکنی ها را معلول همین عوامل می دانیم و وظیفه می دانیم زنگ خطر انواع بزهکاریها و نابسامانیهای زیر خاکستررا برای دلسوزان به صدا در آوریم که بایدتا گرفتار سیلاب نشده هر چه سریعتر کمر همت بر بست  که این شرط عقل است درپیشگیری از ناملایمات.

دیر بجنبید جوانک کیف خانم مهندس را می قاپد،بازنشسته به قلبش می چسبد و دراز به دراز بر زمین می افتد،پدر   در هجر دخترش بر روی کاپوت ماشین آقای دکتر یادگاری می نویسد،شاگرد مادر تشکیل باند آنچنانی می دهد، خدمتگزار آتیش به انبار میاندازد،طفلکی سرباز خود را حلقه آویز می کند و ناکام می ماند،دیگر کسی آشغالها را جمع نمی کند وپمپ بنزین هم عوض بنزین، هوا پر می کند .کما آنکه می کنند الانه این کارها را!!؟

راستش دعوت  بر صبر و تقوا برای درماندگان در این وانفسای تنگنای معیشتی هر چند که توصیه ی موکد اولیاست اما به یاد داشته باشیم که درجات تقوا متفاوت و شیطان بی شرف هم همیشه و در همه جا در کمین است.این بگفتیم چرا که اوضاع را اصلا مراد دل نیافتیم ،حال صلاح خویش خسروان دانند!

فقط بعدا نگی:چرا نگفتی!!!!!!